top of page

برای مطالعات بیشتر به زبان فارسی، اینجا کلیک کنید

 
 
 

How Do I Become a Christian

چگونه مسیحی شوم؟

پایه‌های محکم ایمان

 

من در یک خانواده مسیحی بزرگ نشده بودم و یک بی‌خداشناس کامل بودم تا اینکه به انجیل ایمان آوردم و برای گناهانم آمرزش یافتم. این دگرگونی در اوایل دهه بیست زندگی‌ام رخ داد، زمانی که از انگلستان سفر می‌کردم و در ایالات متحده آمریکا وقت می‌گذراندم. من با ایمانداران واقعی به عیسی مسیح آشنا شدم که راه نجات را به گونه‌ای برایم توضیح دادند که می‌توانستم بفهمم. من تفاوتی در آنها مشاهده کردم، چیزی که در دوران نوجوانی به دنبالش بودم. می‌توانستم ببینم که آنها عشق و وفاداری واقعی نسبت به خدا و به یکدیگر داشتند. این اولین باری بود که حضور خدا را تجربه می‌کردم.

 

قبل از اینکه زندگی‌ام را به مسیح بسپارم، اگر کسی از من می‌پرسید: «مسیحی کیست؟»، می‌گفتم مسیحی واقعی کسی است که ده فرمان را رعایت می‌کند. من واقعاً نمی‌فهمیدم مسیحی بودن به معنای واقعی کلمه یعنی چه و بخش ضروری داستان انجیل را از دست داده بودم. مسیحی شدن به رفتار ما مربوط نمی‌شود؛ بلکه به کاری مربوط است که خدا برای ما انجام داده است. می‌دانم که این ممکن است برای برخی گیج‌کننده به نظر برسد، اما آنچه را که ما نمی‌توانستیم با خوب بودن به اندازه کافی برای خودمان انجام دهیم، خدا برای ما انجام داده است. امیدوارم که تا زمانی که این مطالعه کوتاه را می‌خوانید، داستان انجیل (که به معنای «خبر خوب» است) برای شما کاملاً روشن شود.

 

این مطالعه همچنین برای کسانی است که در یک خانواده مسیحی بزرگ شده‌اند اما هنوز در مورد نجات خود مطمئن نیستند. برخی خود را مسیحی می‌دانند و ممکن است به طور منظم به کلیسا بروند، اما اطمینان ندارند که فرزندان خدا هستند و به سوی بهشت در حرکتند. من می‌خواهم به شما کمک کنم تا بفهمید مسیحی بودن به چه معناست و از یک رابطه واقعی با خدا لذت ببرید. امیدوارم مطالعات «عیسی کیست؟» و «چرا عیسی مرد؟» را خوانده باشید. اگر نه، این مطالعات ارزشمندی هستند که باید پس از این مطالعه، آنها را بخوانید.

 

مسیحی شدن به معنای شروع دوباره زندگی نیست؛ بلکه دریافت یک زندگی جدید است که با آن شروع کنیم. خداوند هدیه نجات را فراهم کرده است تا بدانیم که در عیسی مسیح زندگی جاودانه داریم. عیسی دو هزار سال پیش آمد تا این هدیه را به همه کسانی که او را بپذیرند، عرضه کند. ما نمی‌توانیم بدون پذیرفتن بخشش او و دریافت زندگی نو از عیسی، خدا را بشناسیم. شما نمی‌توانید صرفاً با رسیدن به یک استاندارد خاص رفتاری، مسیحی شوید؛ اینطور نیست. عیسی گفت: «به راستی راستی به تو می‌گویم، هر که از نو زاییده نشود، پادشاهی خدا را نخواهد دید» (یوحنا ۳:۳). یک زندگی جدید هنگامی به ما داده می‌شود که توبه کنیم (که به معنای تغییر ذهنیت و مسیر است) و خداوند عیسی را به عنوان نجات‌دهنده خود بپذیریم. پولس رسول نوشت: «اگر کسی در مسیح باشد، آفرینش نو است؛ آنچه کهن است گذشته، و آنچه نو است آمده است» (دوم قرنتیان ۵:۱۷). در پایان این مطالعه، هنگامی که کاملاً متوجه شدید چه کاری انجام می‌دهید، دعای ساده‌ای وجود دارد که می‌توانید برای دریافت هدیه خدا بخوانید. قبل از دعا کردن، ضروری است بدانید که خدا هر یک از ما را عمیقاً دوست دارد.

 

خدا شما را دوست دارد و هدیه‌ای برای شما دارد.

 

خدا برای هر کسی روی زمین هدیه‌ای دارد—اگر ما بخواهیم آن را بپذیریم. هدیه به دست نمی‌آید؛ بلکه از دل بخشنده می‌آید و بر اساس اعمال یا شایستگی ما نیست. این هدیه‌ای از فیض است. فیض به معنای «لطف شایسته‌نشده» است. ما شایسته هدیه خدا نیستیم، اما خداوند ما را دوست دارد و می‌خواهد رحمت و فیض خود را بر ما بباراند.

 

۸زیرا شما به فیض، از طریق ایمان نجات یافته‌اید و این از خود شما نیست، بلکه موهبت خداست— ۹نه به سبب اعمال، تا هیچ‌کس نتواند به خود ببالد (افسسیان ۲: ۸-۹)

 

او ما را نجات داد، نه به خاطر کارهای شایسته‌ای که انجام داده بودیم، بلکه به خاطر رحمت خود. او ما را از طریق شستشوی تولد دوباره و تجدید توسط روح‌القدس نجات داد (تیطوس ۳:۵).

 

مشکل گناه.

 

اما ما مشکلی داریم. مسئله‌ای که برای ما بسیار مهم است که درک کنیم، گناه است. خدا کاملاً مقدس است، اما ما این‌گونه نیستیم. همه ما کارهایی انجام داده‌ایم که برخلاف قطب‌نما و وجدان اخلاقی درونی‌مان و همچنین برخلاف قانون اخلاقی خداست. طبیعت گناه‌آلود ما شکافی میان خدا و ما ایجاد می‌کند، زیرا خدا مقدس است: «چشمان تو بسیار پاک‌تر از آن است که به شرارت بنگری» (حبقوق ۱: ۱۳). اگر می‌خواهیم با خداوند در مکانی کامل زندگی کنیم، اعمال گناه‌آلودی که ما را از هم‌صحبتی با او باز می‌دارند، باید از بین بروند. اگر ما مشکل را درک نکنیم، درمانی را که خدا فراهم کرده است، قدردانی نخواهیم کرد.

 

زیرا همگان گناه کرده‌اند و از جلال خدا کوتاه آمده‌اند (رومیان ۳:۲۳).

 

اما شرارت‌های شما میان شما و خدایتان جدایی افکنده است؛ گناهان شما چهره او را از شما پوشانده است، تا او نشنود (اشعیا ۵۹:۲).

 

گناه چیست؟

 

کلمه انگلیسی «گناه» (sin) از واژه‌ای یونانی به معنای «کمیاب بودن» یا «کوتاه آمدن از چیزی» گرفته شده است. هنگامی که عهد جدید نوشته شد، این اصطلاح یونانی به تیراندازی اشاره داشت که تیری را به سمت هدف شلیک می‌کند اما بارها در زدن آن ناکام می‌ماند. معیار خدا برای بهشت کمال است:

 

پس شما نیز، همان‌گونه که پدر آسمانی‌تان کامل است، کامل باشید (متی ۵:۴۸).

 

هر یک از ما مشکلی داریم زیرا به دلیل گناه شخصی خود و طبیعت گناه‌آلود به ارث رسیده از جدّمان آدم، از کمال باز می‌مانیم. این طبیعت گناه‌آلود ما را از خالق همه چیز جدا می‌کند. معضل ما این است که نمی‌توانیم به اندازه‌ی کافی خوب باشیم تا بر وضعیت نامoral خود غلبه کنیم. برخی افراد به اشتباه معتقدند که قبل از روی آوردن به خداوند برای طلب بخشش، باید زندگی خود را پاکسازی کنند. آنها فکر می‌کنند که خدا به خاطر گناهانشان آنها را نخواهد پذیرفت. با این حال، خدا شما را همان‌طور که هستید دوست دارد؛ شما هرگز نمی‌توانید به اندازه‌ی کافی خوب باشید. دزد توبه‌کاری که در کنار عیسی مصلوب شد، فرصت انجام اعمال نیک را نداشت، اما با تواضع از مسیح خواست که او را ببخشد. عیسی پاسخ داد: «به راستی به تو می‌گویم، امروز با من در بهشت خواهی بود» (لوقا ۲۳:۴۳). هیچ‌گاه نمی‌توانیم با اعمال خود به بهشت راه یابیم (افسسیان ۲:۹).

 

شما نمی‌توانید خودتان را نجات دهید.

 

هرچقدر هم تلاش کنیم که خوب باشیم، طبیعت ذاتی ما معیوب است. ما گناه کردن را انتخاب می‌کنیم و طبیعت انسانی ما ما را به ارتکاب اعمال گناه‌آلود سوق می‌دهد. بله، ما می‌توانیم کارهای نیک انجام دهیم، اما حتی کارهای خوب ما نیز برای خدا خوشایند نیست: «همه ما مانند کسی ناپاک شده‌ایم، و همه اعمال صالح ما مانند جامه ناپاک است» (اشعیا ۶۴:۶). اگر اعمال صالح ما آلوده است، آیا می‌توانید تصور کنید که اعمال گناه‌آلود ما در نظر خدای مقدس چگونه است؟ حتی زمانی که سعی می‌کنیم زندگی پاکی را بگذرانیم، روح ما در نظر خدا ناپاک باقی می‌ماند و هرچقدر هم تلاش کنیم، نمی‌توانیم خود را تغییر دهیم.

 

شریعت هر یک از ما را مجرم اعلام می‌کند

 

۳۶«ای معلم، بزرگ‌ترین فرمان در شریعت چیست؟»  ۳۷عیسی پاسخ داد: «خداوند، خدای خود را با تمام دل و جان و عقل خود محبت کن.» ۳۸این نخستین و بزرگ‌ترین فرمان است (متی ۲۲: ۳۶-۳۸).

 

آیا می‌توانم بپرسم چقدر خوب به فرمان بالا، یکی از ده فرمان، عمل می‌کنید؟ آیا می‌توانید صادقانه بگویید که تمام عمر خود به آن قانون پایبند بوده‌اید؟ خدا ده فرمان را داد تا وضعیت مسموم درون ما را آشکار سازد. برخی از مردم سعی می‌کنند با تلاش برای اطاعت از فرمان‌های خدا، از نظر اخلاقی زندگی کنند، اما کتاب مقدس نشان می‌دهد که خدا شریعت را داد تا نشان دهد که ما چقدر از کمال فاصله داریم و نیازمان به یک نجات‌دهنده را آشکار سازد—کسی که خارج از خود ما باشد و بتواند مجازات گناهان ما را بپردازد. تنها راه‌حل برای گناه، روی آوردن به مسیح برای طلب بخشش است.

 

بنابراین شریعت به سرپرستی ما گماشته شد تا به واسطهٔ ایمان عادل شمرده شویم. اکنون که ایمان آمده است، دیگر تحت سرپرستی شریعت نیستیم (غلاطیان ۳: ۲۴-۲۵).

 

آیا شما شخصاً گناه کرده‌اید؟

 

زیرا هر که تمام شریعت را نگاه دارد و در یک نکته لغزش کند، در همه آن مجرم است (یعقوب ۲:۱۰).

 

آیا خودتان تا به حال کار اشتباهی انجام داده‌اید؟ ما نمی‌توانیم آن را زیر فرش جارو کنیم یا از خدا، که همه چیز را می‌داند، پنهانش سازیم؛ در عوض، باید گناه خود را اعتراف کنیم یا مسئولیت آن را به عهده بگیریم. اگر حتی یک گناه هم مرتکب شده باشیم، آن گناه ما را از بهشت کامل خدا باز خواهد داشت. بگذارید به شکل دیگری بیان کنم: «چند قتل لازم است تا یک نفر قاتل شود؟ پاسخ یک است. چند دروغ لازم است تا یک نفر دروغگو شود؟ باز هم پاسخ یک است.» خب، برای اینکه یک نفر گناهکار باشد، به چند گناه نیاز است؟ البته، پاسخ یک است.

 

کیفر گناهان

 

اکنون دلسرد نشوید؛ خبر خوبی در پیش است. برای اینکه واقعاً قدر تمام آنچه خدا برای ما انجام داده را بدانیم، باید درک کنیم که گناه مجازاتی در پی دارد. مجازات گناه مرگ است، که به معنای جدایی از خالق زندگی—خدا—است. این مجازات فقط مرگ جسمانی نیست؛ آدم فوراً پس از خوردن میوه در باغ عدن از دنیا نرفت. پیامد واقعی گناه، جدایی از خدا در پایان زندگی ماست.

 

زیرا هر کس، چه والد و چه فرزند، از آنِ من است—هر دو به یکسان از آنِ من هستند. کسی که گناه می‌کند، او خواهد مرد (حزقیال ۱۸:۴).

 

زیرا مزد گناه مرگ است، اما موهبت خدا حیات جاودان در مسیح یسوع خداوند ماست (رومیان ۶:۲۳).

 

«مزد گناه ما» به چه معناست؟ مزد چیزی است که شما در پایان هفته کاری‌تان به دست می‌آورید. این منعکس‌کننده چیزی است که ما به خاطر تلاش سخت در تمام طول هفته شایسته آن هستیم. به همین ترتیب، گناه ما نیز مزدی عادلانه به همراه دارد—یعنی جدایی از خدا برای ابدیت در مکانی به نام جهنم. شکر خدا که در وسط آن آیه آخر یک «اما» مهم وجود دارد. هدیه خدا زندگی جاودان است، اما مگر اینکه به سوی مسیح بیاییم و کار به پایان رسیدهٔ او را بر صلیب به نیابت از خود بپذیریم، در محکمهٔ داوری که همهٔ ما در آن خواهیم ایستاد، هلاک خواهیم شد:

 

همگی ما باید در برابر منبر داوری مسیح حاضر شویم (دوم قرنتیان ۵:۱۰).

 

برای انسان‌ها مقرر است که یک بار بمیرند و پس از آن داوری در پیش است (عبرانیان ۹:۲۷).

 

مسیح پاسخ گناه است.

 

عیسی گفت: «من آمدم تا زندگی داشته باشند و آن را به وفور داشته باشند» (یوحنا ۱۰:۱۰). این گفته این سؤال را مطرح می‌کند: اگر مسیح آمد تا به ما زندگی ببخشد، ما پیش از آمدن او چه چیزی داشتیم؟ زندگی حقیقی، یعنی زندگی خدا، تنها زمانی به ما داده می‌شود که از گناهان خود توبه کنیم و برای دریافت هدیه زندگی او، به خداوند عیسی مسیح روی آوریم. پیش از آن لحظه، ما گوسفندان گمشده‌ای هستیم که سرگردان شده‌ایم و در تخطی‌ها و گناهان خود مرده‌ایم (افسسیان ۲:۱ و ۵). تنها راه فرار از مردگی روحانی و گناه ما این است که کسی جانشین ما شود و مجازات سرکشی و گناهان ما را بر دوش خود بگیرد.

 

روز بعد یوحنا عیسی را که به سوی او می‌آمد دید و گفت: «اینک بره خدا که گناه جهان را برمی‌دارد!» (یوحنا ۱:۲۹).

 

عیسی همین کار را کرد. خدا گناه همه ما را بر مسیح، بره قربانی خدا، نهاد. چون او خدا در جسم بود و هست، تنها جان او می‌توانست ارزش لازم برای ارضای عدالت ابدی و بازگرداندن ما به «خانه» را داشته باشد. تنها خدا می‌توانست بهای همه را بپردازد. این جان او در برابر جان‌های ما بود؛ یک تبادل منحصر به فرد که برای ما بسیار مهم‌تر از آن است که بتوانیم درک کنیم.

 

بیایید از زاویه‌ای متفاوت به این موضوع فکر کنیم. برای مثال، اگر مورچه‌ها را در نظر بگیریم، چند مورچه معادل ارزش یک گوسفند خواهد بود—شاید یک میلیون یا حتی ده میلیون؟ تکلیف کل جمعیت مورچه‌ها چه می‌شود؟ آیا آن معادل یک گوسفند خواهد بود؟ یک گوسفند شکل والاتری از حیات است و ارزشی بالاتر از مجموع تمام مورچه‌ها دارد. حالا، بیایید این ایده را فراتر ببریم. برای برابری با ارزش یک انسان به چند گوسفند نیاز است؟ از دیدگاه خدا، تمام گوسفندان جهان با زندگی یک انسان که به صورت خدا آفریده شده (پیدایش ۱:۲۷)، قابل مقایسه نیست. اگر کمی جلوتر برویم، چه قیمتی لازم است تا تمام انسان‌ها را از بازار برده شیطان بخرد؟ تنها خداوند متعال خود می‌تواند معادل ارزش همه کسانی باشد که مرگ او را به جای مرگ خودشان می‌پذیرند.

 

ما در مورد پرداختِ فدیهٔ رستگاری صحبت می‌کنیم که پسر خدا هنگام فدا کردن جان خود برای معاوضه با زندگی‌های فانی و ناقص ما انجام داد. به همین دلیل است که مرگ مسیح بهای تمام گناهان شما را پرداخت. هیچ‌کس نمی‌تواند گناه را از میان ببرد، اما خداوند جلال این کار را می‌تواند انجام دهد—و او این کار را کرد. خدا گناه همه ما که گمراه شده‌ایم را بر پسر خویش نهاد. اگر ما مسیح را به ایمان بپذیریم، از طریق پرداختی که با خون گرانبهای مسیح انجام شد، دوباره از بالا زاده شده یا تجدید حیات می‌یابیم. اکنون ما از آن شبان نیکو هستیم، که جان خود را برای گوسفندانش داد. عیسی گفت که او آمد تا جان خود را برای گوسفندانش بگذارد (یوحنا ۱۰:۱۵):

 

عیسی به او گفت: «من راه و راستی و حیات هستم؛ هیچ‌کس به پیش پدر نمی‌آید مگر به واسطهٔ من» (یوحنا ۱۴:۶). به نام عیسی مسیح ناصری… در هیچ کس دیگری نجات نیست؛ زیرا هیچ نام دیگری زیر آسمان که به انسان‌ها داده شده باشد تا به وسیله‌ی آن نجات یابیم، وجود ندارد (اعمال رسولان ۴: ۱۰، ۱۲). مسیح عیسی برای نجات گناهکاران به جهان آمد (اول تیموتائوس ۱: ۱۵).

 

مسیح کیفر گناه را پرداخت

 

آیا تا به حال از خود پرسیده‌اید که چرا مسیح باید مرگ وحشیانه و خشونت‌آمیزی را تجربه می‌کرد؟ در واقع، خدا می‌توانست برای پسرش مرگی آسان‌تر ترتیب دهد. به باور من، دلیلش این است: تنها یک مرگ خشونت‌آمیز می‌توانست گناه را آن‌گونه که لازم بود به شدت افشا کند. یک واعظ گفت: «آیا اگر عیسی در بستر خود، یا در اثر تصادف، یا به بیماری می‌مرد، می‌توانست گناه را با تمام وحشت‌های نفرت‌انگیزش آشکار سازد؟» یکی از تراژدی‌های زندگی بشر این است که ما در شناخت گناه‌آلودگی گناه ناکام می‌مانیم. نقشه خدا این بود که مسیح به عنوان جانشینی برای همه کسانی که ایمان خود را به مرگ او به عنوان مرگ خود قرار می‌دهند بمیرد و بدین ترتیب گناهکار بودن گناه و مجازات عادلانه‌ای را که شایسته آن است، برجسته سازد. از سر محبت خدا به بشریت، او به صورت پسرش، خداوند ما عیسی، آمد تا جای انسان را بگیرد و رحمت و فیض را به ما عطا کند. نمونه دیگری از این نوع جانشینی قانونی در تاریخ یافت می‌شود.

 

در جریان جنگ بین بریتانیا و فرانسه، مردان از طریق یک سیستم قرعه‌کشی به ارتش فرانسه فراخوانده می‌شدند. وقتی نام کسی کشیده می‌شد، او باید به نبرد می‌رفت. یک بار، مقامات به سراغ مردی به نام «فلان» رفتند و به او گفتند که او از افراد منتخب است. او از رفتن امتناع کرد و گفت: «من دو سال پیش تیر خورده و کشته شدم.» در ابتدا، مقامات فکر کردند که او دیوانه است، اما او اصرار داشت که این حقیقت دارد. او ادعا کرد که سوابق نظامی ثابت خواهد کرد که او در نبرد کشته شده است. آنها پرسیدند: «چطور ممکن است؟ تو الان زنده‌ای!» او توضیح داد که وقتی نامش برای اولین بار بیرون آمد، یکی از دوستان صمیمی‌اش گفته بود: «تو خانواده زیادی داری، اما من ازدواج نکرده‌ام و هیچ‌کس به من وابسته نیست. من نام و نشانی تو را می‌گیرم و به جای تو می‌روم.» و این دقیقاً همان چیزی بود که سوابق نشان می‌داد. این پرونده غیرمعمول به ناپلئون بناپارت ارجاع داده شد، که حکم داد کشور هیچ ادعای قانونی علیه آن مرد ندارد. او آزاد بود. او به جای شخص دیگری مرده بود.[1]

 

از دیدگاه خدا، هنگامی که مسیح مرد، او به عنوان یک جانشین این کار را انجام داد تا شما را از ادعاهای قانونی که دشمن ما، شیطان، به خاطر گناهتان بر شما دارد، آزاد سازد. مسیح برای شما و به جای شما مرد. خدا می‌بیند که مسیح جای شما را می‌گیرد، درست مانند کسی که به جای دیگری به جنگ می‌رود. هنگامی که مسیح مرد، خدا شما را نیز مرده پنداشت.

 

از آنجا که شما با مسیح نسبت به نیروهای روحانی ابتدایی این جهان مرده‌اید، چرا گویی هنوز از آنِ این جهان هستید، خود را تسلیم قوانین آن می‌کنید؟ (کولسیان ۲:۲۰).

 

۱پس از آن‌که با مسیح برخاسته‌اید، دل خود را بر امور فوقانی بنهید، جایی که مسیح در دست راست خدا نشسته است. ۲ذهن خود را بر امور فوقانی بنهید، نه بر امور زمینی. ۳زیرا شما مرده‌اید و زندگی شما اکنون با مسیح در خدا پنهان است. ۴وقتی مسیح، که زندگی شماست، ظاهر شود، آنگاه شما نیز با او در جلال ظاهر خواهید شد (کلسیان ۳: ۱-۴).

 

عیسی از طریق مرگ، دفن و رستاخیز خود، آمد تا زندگی‌اش را به ما ببخشد. ما زندگی جسمانی را از پدر نخستین‌مان، آدم، دریافت کردیم، اما مسیح آمد تا زندگی خدا را برای ما فراهم آورد، و این زندگی هنگامی به ما عطا می‌شود که با تمام وجود ایمان و اعتماد خود را به او می‌سپاریم. هنگامی که ایمان می‌آوریم، گناهان و تقصیر ما زدوده می‌شود و زندگی خدا در هر یک از ما که به واسطه ایمان به مسیح متصل هستیم، جاری می‌گردد.

 

اما محبت خدا نسبت به ما در این است که: در حالی که هنوز گناهکار بودیم، مسیح برای ما مرد (رومیان ۵: ۸).

 

و همان‌طور که موسی مار را در بیابان بالا برد، پسر انسان نیز باید این‌گونه بالا برده شود تا هر که ایمان آورد در او زندگی جاودان داشته باشد. زیرا خدا جهان را چنین محبت کرد که پسر یگانه‌اش را داد تا هر که به او ایمان آورد هلاک نشود بلکه زندگی جاودان داشته باشد. زیرا خدا پسر را به جهان نفرستاد تا جهان را محکوم کند، بلکه تا جهان به وسیله‌ی او نجات یابد. کسی که به او ایمان آورد محکوم نمی‌شود؛ اما کسی که ایمان نیاورد، از پیش محکوم شده است، زیرا به نام پسر یگانه‌ی خدا ایمان نیاورده است. (یوحنا ۳:۱۴-۱۸ تأکید از من است).

 

زیرا مسیح نیز برای گناهان یک بار برای همیشه، عادل برای بی‌عدالان، مرد تا ما را به خدا برساند (اول پطرس ۳:۱۸).

 

ما این موهبت نجات را با پذیرفتن شخص مسیح به دست می‌آوریم.

 

۱۲اما به همهٔ کسانی که او را پذیرفتند، یعنی به کسانی که به نام او ایمان آوردند، حق داد که فرزندان خدا شوند— ۱۳فرزندانی که نه از تبار طبیعی، و نه از تصمیم انسان یا ارادهٔ شوهر، بلکه از خدا زاده شده‌اند. ۱۴کلام به صورت انسان درآمد و در میان ما ساکن شد. ما جلال او را دیده‌ایم، جلال تنها و یکتای او را که از پدر آمد و پر از فیض و راستی بود (یوحنا ۱: ۱۲-۱۴).

 

خدا هدیه و بخشش حیات جاودان را به کسانی که ایمان می‌آورند، عرضه می‌کند. او دریافت حیات جاودان را چنان ساده کرده است که حتی یک کودک نیز می‌تواند مسیح را بپذیرد. این هدیه زندگی متکی به دانش ما از تمام حقایق نیست، بلکه به نگرش قلب ما در تسلیم داوطلبانه به مسیح بستگی دارد. اگر ما مسیح را با ایمانی کودکانه نپذیریم، وارد حیات نخواهیم شد. عیسی گفت: «به راستی به شما می‌گویم، هر کسی که پادشاهی خدا را مانند یک کودک کوچک قبول نکند، هرگز داخل آن نخواهد شد» (مرقس ۱۰:۱۵).

 

دریافت مسیح و تولد دوباره، یعنی تولد از خدا، صرفاً با رفتن به کلیسا اتفاق نمی‌افتد. یوحنا رسول گفت این امر با تولد در یک خانواده مسیحی رخ نمی‌دهد؛ بلکه «از تبار طبیعی نیست» (یوحنا ۱:۱۳). کسی گفته است که خدا نوه ندارد. منظور او این است که ما نمی‌توانیم تنها به این دلیل که والدین‌مان مسیح را می‌شناسند وارد ملکوت آسمان شویم، و این موضوع به ازدواج در یک خانواده مسیحی یا «اراده شوهر» مربوط نمی‌شود. داشتن همسری مسیحی کافی نیست. پذیرفتن مسیح مستلزم آن است که هر یک از ما همه آنچه داریم و آنچه هستیم را به دستان او بسپاریم. یوحنا بیان می‌کند که به کسانی که به نام او ایمان می‌آورند، حق داده شده است که فرزندان خدا شوند (یوحنا ۱:۱۲).

 

ایمان به مسیح داشتن به چه معناست؟

 

ایمان آوردن تنها به رسمیت شناختن فکریِ کار مسیح بر روی صلیب به خاطر ما نیست؛ بلکه قرار دادن ایمان و اعتماد ما تنها در مسیح است. می‌توانیم از قیاس بلوندان، طناب‌بالابر ماهری که از یک سوی آبشار نیاگارا به سوی دیگر عبور کرد، استفاده کنیم. او پس از عبور چندین بار از طناب‌بالای هزار فوتی، به سمت جمعیت برگشت و پرسید آیا باور دارند که می‌تواند یکی از آنها را نیز عبور دهد. پس از هلهله‌ی تأیید، در حالی که اکثر مردم تصدیق می‌کردند که او می‌تواند این کار را انجام دهد، او سپس تک‌تک از آنها خواست تا روی پشت او سوار شوند و او را دنبال کنند. آنها این کار را نکردند. ایمان به مسیح یعنی اعتماد کردن به او. این فقط یک باور فکری نیست؛ بلکه پذیرفتن او در زندگی‌مان و اجازه دادن به اوست تا از این پس ما را حمل کند. آیا امروز می‌توانیم مسیح را همچون یک کودک بپذیریم؟

 

اینجا هستم! من درِ درگاه ایستاده‌ام و می‌کوبم. اگر کسی صدای مرا بشنود و در را باز کند، من داخل خواهم آمد و با او شام خواهم خورد و او نیز با من (مکاشفه ۳: ۲۰).

 

توبه ضروری است

 

اگر توبه نکنید، همگی شما نیز به همین شکل هلاک خواهید شد (لوقا ۱۳: ۵).

 

توبه کنید و هر یک از شما به نام عیسی مسیح برای آمرزش گناهان خود تعمید یابد (اعمال رسولان ۲:۳۸).

 

خداوند اکنون به مردم اعلام می‌دارد که همه، در همه‌جا باید توبه کنند، زیرا او روزی را معین کرده است که در آن جهان را داوری خواهد کرد (اعمال رسولان ۱۷: ۳۰-۳۱).

 

زیرا اندوهی که مطابق ارادهٔ خداست، پشیمانی‌ای بی‌افسوس به بار می‌آورد که به نجات می‌انجامد؛ اما اندوه دنیوی، مرگ می‌آفریند (دوم قرنتیان ۷:۱۰).

 

چارلز اسپرجین گفت: «گناه و جهنم ازدواج کرده‌اند، مگر آنکه توبه طلاق را اعلام کند.» خود را به توبهٔ دروغین بسپارید، زیرا بسیاری از کسانی که به نظر می‌رسد توبه می‌کنند، مانند ملوانی هستند که در طوفان اموال خود را به دریا می‌اندازند و در آرامش آرزوی بازگشت آن‌ها را دارند.»[2]

 

توبه به معنای تغییر ذهن و قلب نسبت به خداست. این تغییر شامل تغییر در نحوه زندگی ما می‌شود. نکته کلیدی این است که قلب خود را بیازمایید و در نظر بگیرید که آیا واقعاً توبه حقیقی کتاب مقدسی را از گناه انجام داده‌اید. آیا از روح‌القدس خواسته‌اید که شما را پاک و نو سازد؟ آیا واقعاً می‌خواهید از عادت‌هایی که شخصیت و روح شما را لکه‌دار می‌کنند و برای زندگی شما و اطرافیان‌تان درد به ارمغان می‌آورند، رها شوید؟

 

اگر ما واقعاً از تمام گناهان شناخته‌شده توبه کرده باشیم، روح خدا چیزهایی را که باید رها کنیم، مانند چیزهایی که باید از آنها دست برداریم یا تغییر دهیم، روشن خواهد ساخت. اما این همه ماجرا نیست! روح‌القدس وفادار است تا ما را به سوی حقیقت هدایت کند. خداوند نه تنها نقشه راه رستگاری را فراهم می‌کند، بلکه وسیله‌ای را نیز برای رساندن ما به مقصدمان مهیا می‌سازد. در کتاب مقدس، توبه به عنوان بیداری یک انسان نسبت به نیاز خود و روی آوردن به سوی پدر توصیف شده است (لوقا ۱۵: ۱۷-۲۰).

 

اعتراف به گناه

 

وقتی از اعتراف به گناهان خود صحبت می‌کنیم، منظورمان این است که در مورد اعمال اشتباهی که می‌دانیم مرتکب شده‌ایم، با خدا صادق و آسیب‌پذیر باشیم. اعتراف به سادگی شامل بیان همان موضوع و موافقت با خدا در مورد گناه خود است. سعی نکنید برای انجام یک عمل خاص توجیه بیاورید یا اینکه چرا گناه خاصی که او به شما نشان می‌دهد چندان جدی نیست را منطقی جلوه دهید. مسئولیت گناه خود را بپذیرید و طلب بخشش کنید. شیطان کسی است که در گوشتان نجوا می‌کند که آن کار چندان هم بد نبوده است. این افکار را رد کنید و بر رحمت خدا تکیه کنید. عاقلانه است که با خدا خلوت کنید و گناهان مشخصی را که روح‌القدس به شما نشان می‌دهد، بر زبان آورید. او از قبل همه چیز را در مورد شما می‌داند، بنابراین هیچ چیز نیست که بتوانید از خداوند پنهان کنید.

 

هر که در پیش مردم به من اقرار کند، من نیز در پیش پدرم که در آسمان است به او اقرار خواهم کرد. اما هر که در پیش مردم انکارم کند، من نیز در پیش پدرم که در آسمان است انکارش خواهم کرد (متی ۱۰: ۳۲-۳۳).

 

اگر با دهان خود عیسی را به‌عنوان خداوند اقرار کنی و در دل خود ایمان بیاوری که خدا او را از مردگان برخاسته است، نجات خواهی یافت؛ زیرا انسان با دل ایمان می‌آورد و به پارسایی می‌رسد و با دهان اقرار می‌کند و به نجات می‌رسد. (رومیان ۱۰: ۹-۱۰).

 

اطمینان از نجات

 

چند سال پیش، دختر جوانی برای پیوستن به یک کلیسا به بزرگان آن مراجعه کرد. ابتدا از او پرسیده شد: «آیا تا به حال متوجه شده‌ای که گناهکاری؟» او بدون هیچ تردیدی گفت: «بله، واقعاً متوجه شدم.» سؤال دوم این بود: «دخترم، آیا فکر می‌کنی که تغییر کرده‌ای؟» او فوراً پاسخ داد: «می‌دانم که تغییر کرده‌ام.» سؤال شد: «خب، چه تغییری در تو رخ داده است؟» او گفت: «خب، این‌طور است. قبل از اینکه تغییر کنم، در پی گناه بودم. حالا از آن فرار می‌کنم.» این تغییر شخصیت، گواهی بر تجربه تولد دوباره است؛ این هم یک تغییر نگرش است و هم یک تغییر مسیر.[3]

 

بیایید زمانی را به بررسی برخی شواهد تولد دوباره (یوحنا ۳:۳) اختصاص دهیم، اما مراقب باشید که اینها معیارهایی برای انجام اعمال شما نیستند. اینها میوه یک تغییر درونی هستند که توسط روح‌القدس ایجاد می‌شود، نه توسط نفس ما.

 

  1. آیا واقعاً به انجیل ایمان دارید؟ منظور ما پذیرش ذهنی حقیقت پیام نیست، بلکه ایمانی قلبی است که ارزش‌های الهی را در زندگی روزمره شما جاری می‌سازد. زندگی شما نشان خواهد داد که آیا به آن ایمان دارید یا خیر. عیسی گفت: «آنها را از ثمره‌شان خواهید شناخت. آیا از بوته‌های خار انگور چیده‌اند یا از خارآلوچه انجیر؟» (متی ۷: ۱۶). باید شواهد فزاینده‌ای از میوه روح در زندگی شما وجود داشته باشد (غلاطیان ۵: ۱۶-۲۵).

 

  1. آیا قلبی سپاسگزار و مهربان نسبت به خداوند عیسی به خاطر مرگ او بر صلیب برای شما وجود دارد؟

 

  1. آیا تشنگی برای شناخت کلام خدا را دارید؟ «اما اگر کسی از کلام او پیروی کند، محبت خدا در او به کمال رسیده است. از این طریق می‌دانیم که در او هستیم» (اول یوحنا ۲: ۵).

 

  1. آیا در قلب شما اشتیاقی برای بازگشت مسیح وجود دارد؟ ۲ «ای دوستان عزیز، اکنون ما فرزندان خدا هستیم و آنچه خواهیم بود هنوز آشکار نشده است. اما می‌دانیم که وقتی او ظاهر شود، ما نیز مانند او خواهیم بود، زیرا او را چنانکه هست خواهیم دید. ۳ هر کسی که این امید را در خود دارد، خود را پاک می‌سازد، همان‌طور که او پاک است» (اول یوحنا ۳: ۲-۳ تأکید از من است).

 

  1. آیا وقتی گناه می‌کنید از خودتان ناراحت و ناامید می‌شوید؟ اگر مسیح را به تخت زندگی خود دعوت کرده و کنترل را به او سپرده‌اید، روح‌القدس هنگام گناه شما را محکوم خواهد کرد.

 

  1. آیا کسانی را که خدا را دوست دارند، دوست دارید؟ آیا از بودن در کنار مسیحیان دیگر لذت می‌برید؟ «ما می‌دانیم که از مرگ به حیات گذشته‌ایم، زیرا برادران خود را دوست داریم. هر کسی که محبت ندارد، در مرگ باقی می‌ماند» (اول یوحنا ۳:۱۴).

 

  1. آیا به‌طور آگاهانه از حضور و کار روح‌القدس در زندگی‌تان آگاه هستید؟ اگر چنین است، این نیز گواهی بر حیات خدا در شماست: «ما می‌دانیم که از مرگ به حیات گذشته‌ایم، زیرا برادران خود را دوست داریم. هر که محبت نکند، در مرگ باقی مانده است» (اول یوحنا ۳:۱۴).

 

۳۷همه کسانی را که پدر به من می‌دهد، نزد من خواهند آمد، و هر که نزد من آید، هرگز او را بیرون نخواهم راند. ۳۸زیرا من از آسمان فرود نیامده‌ام تا ارادهٔ خود را انجام دهم، بلکه تا ارادهٔ کسی را که مرا فرستاده است، به جا آورم. ۳۹و این است ارادهٔ کسی که مرا فرستاده است: که من از هیچ‌یک از کسانی که او به من داده است، چیزی را از دست ندهم، بلکه در روز آخر آنها را زنده سازم. ۴۰زیرا ارادهٔ پدرم این است که هر کس به پسر بنگرَد و به او ایمان آورد، حیات جاودان داشته باشد، و من در روز آخر او را زنده خواهم ساخت» (یوحنا ۶: ۳۷-۴۰).

 

پس اگر کسی در مسیح باشد، او مخلوقی نو است؛ چیزهای قدیم گذشته است؛ اینک، چیزهای نو پدید آمده است (دوم قرنتیان ۵:۱۷).

 

من با مسیح مصلوب شده‌ام و دیگر من نیستم که زنده‌ام، بلکه مسیح است که در من زنده است. آن زندگی که اکنون در بدن دارم، به ایمان به پسر خدا زندگی می‌کنم، کسی که مرا دوست داشت و خود را برای من فدا کرد (غلاطیان ۲:۲۰).

 

به راستی راستی به شما می‌گویم، هر که کلام مرا بشنود و به کسی که مرا فرستاده ایمان آورد، حیات جاودان دارد و به داوری درنمی‌آید، بلکه از مرگ به حیات درگذشته است (یوحنا ۵:۲۴).

 

اینها را برای شما که به نام پسر خدا ایمان آورده‌اید می‌نویسم تا بدانید که حیات جاودان دارید (اول یوحنا ۵:۱۳).

 

چنین عشقی برای ذهن انسان حیرت‌آور است: خدای جهان که به جای من می‌میرد و مجازاتی را که من به خاطر گناهم سزاوار آن هستم، بر عهده می‌گیرد. کریکت‌باز و مبلغ بزرگ بریتانیایی، سی. تی. استاد، یک بار گفت: «اگر عیسی مسیح خداست و برای من مرده است، پس هیچ فداکاری‌ای برای من بیش از حد بزرگ نیست که برای او انجام دهم.» اگر هیچ راه دیگری جز مرگ مسیح به جای من برای گناهانم وجود نداشت، این خود گواه بر شدّت گناه و اهمیت حیاتی رهایی من از بار گناه است تا بتوانم با او در ارتباط باشم. ما باید تمام تلاش خود را به کار گیریم تا گناهانمان را پشت سر بگذاریم و در باقی عمرمان برای اطاعت از خدا در همه چیز بکوشیم.

 

پاسخ شما به کلام خدا چیست؟ شاید امروز مایل باشید دعایی ساده بخوانید، با ایمان و اعتماد به مسیح و کار کامل او بر روی صلیب. در اینجا یک دعای ساده و پر از اعتماد آورده شده است:

 

دعا: ای پدر، من با تمام قلبم ایمان دارم که عیسی آمد تا به من حیات بخشد. امروز، به او و به کار تمام‌شده‌اش بر روی صلیب برای من اعتماد می‌کنم. من در زندگی‌ام گناه کرده‌ام و کار نادرست انجام داده‌ام. از گناهانم روی‌گردان می‌شوم و می‌خواهم با مسیح راه روم. از تو سپاسگزارم که پسر خود را به جهان فرستادی تا مرا از گناهانم نجات دهد. ای خداوند عیسی، به زندگی من بیا و مرا از گناهانم پاک ساز. می‌خواهم امروز تو را بپذیرم. آمین!

 

اگر این دعا را خواندید، خوشحال می‌شویم پاسخ خود را به این پیام با ما در میان بگذارید. می‌توانید به آدرس زیر برای ما ایمیل بفرستید. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره خداوند عیسی، از وب‌سایت زیر دیدن کنید.

 

کیت توماس

 

ایمیل: keiththomas@groupbiblestudy.com

 

وب‌سایت: www.groupbiblestudy.com

 

یوتیوب: https://www.youtube.com/@keiththomas7/videos

 

 

 

 

[1] ۱۵۰۰ تصویر برای موعظهٔ کتاب مقدس. ویراستهٔ مایکل پی. گرین. چاپ‌شده توسط انتشارات بیکر بوک هاوس، صفحهٔ ۳۶۰.

[2] گردآوری‌شده توسط جان بلانچارد. طلای گردآوری‌شده. منتشرشده توسط انتشارات انجیلی، ۱۹۸۴، صفحهٔ ۲۶۲.

[3] اِی. نیس‌میت. ۱۲۰۰ یادداشت، نقل‌قول و حکایت. چاپ انگلستان توسط مارشال پیکرینگ، ۱۹۶۳، صفحه ۴۱.

Donate

Your donation to this ministry will help us to continue providing free bible studies to people across the globe in many different languages.

आवृत्ति

एक बार

हर सप्ताह

हर माह

वार्षिक

राशि

$20

$50

$100

अन्य

bottom of page