top of page

برای مطالعات بیشتر به زبان فارسی، اینجا کلیک کنید

 
 
 

1. Who is Jesus Christ

عیسی مسیح کیست؟

پایه‌های محکم ایمان

 

لینک ویدیوی یوتیوب با زیرنویس به ۷۰ زبان: https://youtu.be/r6h37G6QRt0

 

کم لطفی است اگر بگوییم روزگاری که در آن زندگی می‌کنیم، ایمان ما به خدا را به چالش می‌کشد. ما روزانه با سیلی از اخبار و اطلاعات (و همچنین اطلاعات نادرست) در مقیاسی بمباران می‌شویم که ۲۰ سال پیش هرگز تصور آن را هم نمی‌کردیم. ما هر روز با این موضوع کنار می‌آییم و این امر بی‌شک می‌تواند ما را از نظر احساسی خسته کند و حتی باعث شود به ایمان خود شک کنیم. اکنون بیش از هر زمان دیگری، برای درک اینکه چرا به آنچه باور داریم ایمان داریم، به کلام خدا نیازمندیم. در این مجموعه مطالعات، می‌خواهم شما را تشویق و اطمینان دهم که باورهای مسیحی ما ریشه‌های محکمی در حقایق تاریخی دارند. این‌ها صرفاً خیال‌پردازی نیستند. هدف من این است که با کاوش در ریشه‌ها و بنیادهای ایمانمان، برای ارائه دلایل باورهایمان و دعوت دیگران به تماشای عیسی و کشف اینکه او کیست، مجهز شویم.

 

من در یک خانواده مسیحی بزرگ نشده بودم و هیچ پیشینه‌ای در زمینه ایمان نداشتم. اولین خاطره من از هر چیزی که به مسیحیت مربوط می‌شد به زمانی برمی‌گردد که ده ساله بودم. در حین راه رفتن به مدرسه، پوستر بزرگی را در کنار یک کلیسای «ارتش نجات» دیدم. روی آن نوشته بود: «آیا واقعاً زنده‌ای؟» من این جمله را نه تنها گیج‌کننده، بلکه مضحک یافتم! من باید زنده می‌بودم تا آن پوستر را بخوانم! با این حال، وقتی در نهایت خودم مسیحی شدم، فهمیدم که نوعی زندگی متفاوت وجود دارد که انسان وارد آن می‌شود: یک زندگی جدید در مسیح. آنگاه متوجه شدم که پوستر می‌خواست چه چیزی را منتقل کند: «واقعاً زنده بودن» یعنی دریافت هدیه زندگی جاودان در مسیح. پیامی که ما، به عنوان مؤمنان به مسیح، می‌توانیم از این برداشت کنیم این است که اغلب در بیان نیت‌هایمان به وضوح کوتاهی می‌کنیم. من فقط بعدها توانستم آن جمله را درک کنم. در آن زمان، به سادگی به نظر می‌رسید که مسیحیان می‌توانند غیرمنطقی باشند.

 

تعصب من علیه مسیحیت باعث شد تا به کاوش در ایده‌های مختلف عصر جدید و دیگر ادیان بپردازم. آنچه در نهایت مرا به مسیحیت جذب کرد، کتابی با عنوان «سیاره زمین، دیرزمانی بزرگ» نوشته هال لیندسی بود. او به پیشگویی‌های متعدد کتاب مقدس در مورد بازگشت مسیح و روزهای منتهی به آن پرداخته بود. هال لیندسی تأکید داشت که بسیاری از این پیشگویی‌ها روزانه در حال تحقق هستند. این کتاب تأثیر عمیقی بر زندگی من گذاشت. من در مورد شما نمی‌دانم، اما من به شواهد قابل توجهی نیاز داشتم قبل از اینکه خود را به مسیح بسپارم. می‌فهمیدم که سپردن روحم به مسیح همه چیز را تغییر خواهد داد. من حاضر نبودم صرفاً برای یک ایده خوب این کار را انجام دهم؛ من خودِ حقیقت را می‌جستیم. با خود چنین استدلال کردم که اگر آنچه در کتاب مقدس آمده درست باشد، چالش‌برانگیز خواهد بود برای تفکر، جهان‌بینی و تصمیمات روزانه‌ام در مورد زندگی! باید مطمئن می‌شدم که این تعهد ارزشش را دارد.

 

من جستجوی خود را برای یافتن معنا در زندگی‌ام با جدیت فراوان آغاز کردم. من معتقد نیستم که مسیحیت را بتوان از طریق منطق ریاضی یا علمی اثبات کرد. با این حال، شواهد بسیار زیادی وجود دارد که اگر در دادگاه ارائه شوند، هر متفکر منطقی مایل است آنها را بسنجد و در نظر بگیرد. کتاب مقدس حقایق شگفت‌انگیزی را ارائه می‌دهد که می‌تواند همین حالا بر زندگی شما تأثیر بگذارد و ادعا می‌کند که سرنوشت ابدی شما را تغییر خواهد داد. بنابراین، فارغ از اینکه در چه نقطه‌ای از طیف ایمان یا بی‌ایمانی قرار دارید، آیا ارزش یک نگاه دوباره را ندارد، حتی اگر قبلاً آن را رد کرده باشید؟ در این مطالعه، شواهد تاریخی مربوط به شخصیت مسیح را بررسی خواهیم کرد: اینکه او چه کسی بود و چه کسی است. بنابراین، اگر خود را فردی با ذهن باز می‌دانید، از شما می‌خواهم به موارد زیر توجه کنید:

 

اول، چگونه می‌دانیم که او اصلاً وجود داشته است؟

 

در یک فرهنگ لغت کمونیستی روسی، عیسی به عنوان «شخصیتی افسانه‌ای که هرگز وجود نداشته است» توصیف شده است. در واقع، امروزه بسیاری از مردم عیسی را به عنوان شخصیتی در یک داستان خیالی می‌بینند. با این حال، امروزه هیچ مورخ جدی در زمینه عیسی‌شناسی نمی‌تواند این موضع را تأیید کند. شواهد قابل توجهی برای وجود عیسی از منابع متعدد وجود دارد. این شواهد نه تنها از کتاب‌های مقدس عهد جدید، بلکه از نوشته‌های غیراسلامی نیز به دست می‌آید؛ برای مثال، مورخان رومی تاسیتوس (به طور مستقیم) و سوئتونיוס (به طور غیرمستقیم) درباره او نوشته‌اند. علاوه بر این، فلاویوس جوزفوس، مورخ یهودی که در سال ۳۷ میلادی متولد شد، عیسی و پیروانش را این‌گونه توصیف می‌کند:

 

اکنون در این زمان، عیسی، مردی دانا، اگر جایز باشد که او را انسان بنامیم، ظهور کرد؛ زیرا او انجام‌دهندهٔ امور شگفت‌انگیز و آموزگاری برای کسانی بود که حقیقت را با خوشحالی می‌پذیرفتند. او بسیاری از یهودیان و بسیاری از غیریهودیان را به سوی خود جذب کرد. او مسیح بود، و هنگامی که پیلاطوس به تحریک بزرگان قوم ما، او را به صلیب محکوم کرد، کسانی که او را دوست می‌داشتند او را رها نکردند، زیرا او روز سوم دوباره برایشان زنده ظاهر شد، همان‌طور که پیامبران الهی این و ده هزار معجزه شگفت‌انگیز دیگر را درباره او پیشگویی کرده بودند؛ و طایفه مسیحیان که به نام او چنین خوانده شدند، تا امروز منقرض نشده‌اند.[1]

 

چگونه می‌دانیم اسناد عهد جدید قابل اعتماد هستند؟

 

برخی ممکن است استدلال کنند که عهد جدید آنقدر دور نوشته شده است که نمی‌توان آن را معتبر دانست. چگونه می‌توانیم مطمئن باشیم که آنچه ثبت شده است در طول سال‌ها به حدی تغییر نکرده باشد که غیرقابل تشخیص شود؟ پاسخ در علم نقد متون نهفته است. این بدان معناست که هرچه متون یا دست‌نوشته‌های بیشتری داشته باشیم و هرچه به زمان نگارش آن‌ها نزدیک‌تر باشند، شک کمتری در مورد نسخه اصلی وجود دارد.

 

بیایید عهد جدید را با دیگر نوشته‌های باستانی که به دست ما رسیده است مقایسه کنیم. پروفسور فقید اف. اف. بروس، استاد تفسیر کتاب مقدس در دانشگاه رایلندز منچستر در انگلستان، اشاره می‌کند که ما نُه یا ده نسخه از «جنگ گالی» سزار در اختیار داریم که قدیمی‌ترین آن‌ها حدود نهصد سال پس از زمان سزار نوشته شده است. ما بیست نسخه از «تاریخ روم» لیوی در اختیار داریم که قدیمی‌ترین آن‌ها مربوط به حدود ۹۰۰ میلادی است. در مقابل، عهد جدید ثروت چشمگیری از مطالب را ارائه می‌دهد. این کتاب بین سال‌های ۴۰ تا ۱۰۰ میلادی نوشته شده است و ما دست‌نوشته‌های کاملی از کل عهد جدید را داریم که تاریخ آن‌ها به اوایل سال ۳۵۰ میلادی بازمی‌گردد، یعنی در بازه زمانی تنها سیصد سال. علاوه بر این، ما پاپیروسهایی در اختیار داریم که حاوی بیشتر نوشته‌های عهد جدید از قرن سوم هستند و حتی قطعه‌ای از انجیل یوحنا به تاریخ حدود ۱۳۰ میلادی. بیش از پنج هزار نسخه خطی یونانی، بیش از ده هزار نسخه خطی لاتین، ۹۳۰۰ نسخه خطی دیگر و بیش از سی و شش هزار ارجاع در نوشته‌های پدران کلیسای اولیه وجود دارد.

 

اف. اف. بروس شواهد را با نقل قول از سر فردریک کنیون، یکی از محققان برجسته در این زمینه، این‌گونه خلاصه می‌کند: «فاصله زمانی بین تاریخ‌های نگارش اصلی و earliest extant evidence (قدیمی‌ترین شواهد موجود) آنقدر کوتاه می‌شود که قابل چشم‌پوشی است، و آخرین پایه برای هرگونه تردیدی مبنی بر اینکه کتاب‌های مقدس عمدتاً همان‌گونه که نوشته شده‌اند به دست ما رسیده‌اند، اکنون از بین رفته است. می‌توان گفت که هم اصالت و هم یکپارچگی کلی کتاب‌های عهد جدید سرانجام به اثبات رسیده است.»

 

بنابراین، ما از قدیمی‌ترین دست‌نویس‌ها می‌دانیم که او وجود داشته است، اما او کیست؟ مارتین اسکورسیزی، تهیه‌کننده فیلم، یک بار فیلم جنجالی‌ای به نام «وسوسه آخر مسیح» ساخت. وقتی از او پرسیدند چرا این فیلم را ساخته است، اظهار داشت که می‌خواسته نشان دهد عیسی یک انسان واقعی بوده است. با این حال، این موضوع اصلی‌ترین دغدغه اکثر مردم نیست. امروزه کمتر کسی تردید دارد که عیسی کاملاً انسان بود. عهد جدید نشان می‌دهد که او بدن انسانی داشت؛ او خستگی و گرسنگی را تجربه کرد و مانند هر فرد عادی، احساسات انسانی داشت. او خشم، عشق و اندوه را احساس می‌کرد. او تجربیات انسانی داشت؛ با وسوسه روبرو شد، آموخت، کار کرد و از والدینش اطاعت نمود.

 

امروزه بسیاری از مردم ادعا می‌کنند که عیسی صرفاً یک انسان بود، هرچند یک معلم دینی برجسته. بیلی کانولی، کمدین، زمانی که گفت: «من نمی‌توانم به مسیحیت ایمان بیاورم، اما فکر می‌کنم عیسی مرد فوق‌العاده‌ای بود.»، نظر اکثریت را بیان کرد.

 

چه شواهدی نشان می‌دهد که عیسی چیزی فراتر از یک انسان برجسته یا یک معلم بزرگ دینی بود؟ پاسخ این است که شواهد قابل توجهی این ایده را تأیید می‌کند که او پسر یگانه‌ی خدا و شخص دوم تثلیث است.

 

وقتی به همهٔ ادیان و رهبرانشان فکر می‌کنید، آیا چیزی در مورد عیسی هست که برایتان متفاوت جلوه کند؟

 

عیسی دربارهٔ خود چه گفت؟

 

برخی می‌گویند: «عیسی هرگز ادعا نکرد که خداست.» در واقع، درست است که عیسی نمی‌گفت «من خدا هستم». با این حال، وقتی آنچه او تعلیم داد و ادعاهایی را که مطرح کرد بررسی می‌کنیم، تردیدی باقی نمی‌ماند که او از اینکه مردی است با هویت خدا، آگاه بوده است. بیایید ببینیم عیسی دربارهٔ خود چه گفت:

 

۱) تعلیمات عیسی متمرکز بر خود بود

 

یکی از جنبه‌های جالب عیسی این است که بخش بزرگی از تعالیم او بر خودِ او متمرکز بود. او اساساً به مردم گفت: «اگر می‌خواهید با خدا رابطه داشته باشید، باید نزد من بیایید» (یوحنا ۱۴:۶). از طریق رابطه با او، ما با خدا روبرو می‌شویم. در سال‌های جوانی‌ام، از یک بخش گمشده در زندگی‌ام آگاه بودم، یک خلأ درونی که مشتاق پر شدن بود. شما نیز ممکن است به یک نارضایتی درونی پی ببرید که سعی می‌کنید آن را با چیزهای مادی پر کنید. این خلأ درونی توسط برخی از روانشناسان برجسته قرن بیستم شناخته شده است. همه آنها اذعان داشتند که یک پوچی عمیق، یک بخش گمشده، و یک گرسنگی عمیق در قلب هر یک از ما وجود دارد.

 

روان‌کاوی مشهور، زیگموند فروید، گفت: «مردم تشنهٔ عشق هستند.» کارل یونگ، روان‌کاو معروف سوئیسی، اظهار داشت: «مردم تشنهٔ امنیت هستند.» آلفرد آدلر، پزشک و روان‌درمانگر، گفت: «مردم تشنهٔ اهمیت هستند.»

 

عیسی گفت: «من نان حیات هستم.» اگر می‌خواهید گرسنگی روحانی‌تان برطرف شود، باید به سوی او بیایید. او گفت: «من نور جهان هستم.» اگر در تاریکی راه می‌روید و نمی‌دانید که چه کسی هستید یا به کجا می‌روید. او معنای حقیقی و نور را برای راه رفتن ما در این دنیا به ما می‌دهد.

 

من در نوجوانی از مرگ وحشت داشتم، که تا حدی به دلیل خطرات کارم به عنوان یک ماهیگیر تجاری در سواحل شرقی انگلستان بود. من در حین انجام آن کار، تجربیات خطرناک و ترسناک فراوانی در « » داشتم که مرا به تأمل در مورد زندگی پس از مرگ واداشت. برای مثال، من چندین مین منفجرنشده از جنگ جهانی دوم را در تورهایمان گرفتم! در حالی که قایق ما با امواج تکان می‌خورد و تاب می‌خورد، غلتیدن یک مین روی عرشه، انسان را به فکر ابدیت می‌انداخت. همیشه این سؤال در ذهنم بوده است که آیا زندگی پس از این دنیا وجود دارد یا نه. اگر وجود دارد، کجا خواهم رفت؟ آیا همه ما در مقطعی به این موضوع فکر نکرده‌ایم؟ اگر از مرگ می‌ترسید، عیسی گفت: «من قیامت و حیات هستم. هر که به من ایمان آورد زنده خواهد ماند، هرچند بمیرد؛ و هر که در من زنده باشد هرگز نخواهد مرد» (یوحنا ۱۱: ۲۵-۲۶). این گفته دیدگاه من را مبنی بر اینکه تعالیم عیسی بر خود او متمرکز است، نشان می‌دهد. او خود را به عنوان قطعه گمشده زندگی معرفی کرد. او صرفاً مجموعه‌ای از قوانین یا فلسفه‌ای برای زیستن ارائه نکرد. او به مردم گفت: «به سوی من آیید!»

 

برخی به چیزهای مختلفی اعتیاد دارند: مواد مخدر، غذا، خرید، الکل، سکس، و این فهرست همچنان ادامه دارد. عیسی گفت: «اگر پسر شما را آزاد سازد، شما واقعاً آزاد خواهید شد» (یوحنا ۸: ۳۶). بسیاری درگیر نگرانی‌ها، اضطراب‌ها، ترس‌ها و احساس گناه هستند. عیسی گفت: «ای همه خسته‌دلان و سنگین‌باران، به سوی من آیید تا در من آرام یابید» (متی ۱۱: ۲۸). او گفت: «من راه و راستی و حیات هستم» (یوحنا ۱۴: ۶). مسیح گفت که پذیرفتن او، پذیرفتن خداست (متی ۱۰: ۴۰)، استقبال از او، استقبال از خداست (مرقس ۹: ۳۷)، و دیدن او، دیدن خداست (یوحنا ۱۴: ۹).

 

۲) ادعاهای غیرمستقیم مسیح.

 

در حالی که عیسی در میان ما راه می‌رفت، هیچ‌گاه صریحاً اعلام نکرد: «من خدا هستم»؛ اما او چندین بار اظهاراتی بیان کرد که نشان می‌داد خود را دارای همان اقتداری می‌داند که خدا دارد. بیایید تنها یک مثال را بررسی کنیم: ادعای او مبنی بر داشتن اختیار بخشیدن گناهان.

 

۳مردانی آمدند و یک مرد فلج را نزد او آوردند که چهار نفر او را حمل می‌کردند. ۴چون به خاطر جمعیت نمی‌توانستند او را به حضور عیسی برسانند، سقف بالای سر عیسی را حفر کردند و سپس فرشی را که مرد روی آن دراز کشیده بود، پایین آوردند. ۵وقتی عیسی ایمان آنها را دید، به مرد فلج گفت: «پسرم، گناهانت آمرزیده شد.» ۶اکنون برخی از آموزگاران شریعت آنجا نشسته بودند و در دل خود می‌گفتند: (۷)«این مرد چرا این‌گونه سخن می‌گوید؟ او کفر می‌گوید! جز خدا چه کسی می‌تواند گناهان را ببخشد؟» ۸عیسی فوراً در روح خود دانست که آنها در دل چنین می‌اندیشند و به ایشان گفت: «چرا این افکار را در دل خود دارید؟ ۹کدام یک آسان‌تر است: به این مرد فلج گفتن «گناهانت آمرزیده شد» یا گفتن «برخیز، تشک خود را بردار و برو»؟ ۱۰اما می‌خواهم بدانید که پسر انسان بر زمین اختیار دارد که گناهان را بیامرزد.» پس به آن مرد گفت: ۱۱«به تو می‌گویم، برخیز، تشکّ خود را بردار و به خانه‌ات برو.» ۱۲او برخاست، تشکّ خود را برداشت و در حضور همگان بیرون رفت. این امر همه را شگفت‌زده کرد و آنها خدا را ستایش کردند و گفتند: «ما هرگز چیزی مانند این ندیده‌ایم!» (مرقس ۲: ۳-۱۲).

 

این ادعای توانایی در بخشش گناهان واقعاً شگفت‌انگیز است. سی. اس. لوئیس در کتاب خود «مری کریستینیتی» این موضوع را به‌خوبی بیان می‌کند، هنگامی که می‌نویسد:

 

یک بخش از این ادعا معمولاً از چشم ما پنهان می‌ماند، چون آن‌قدر آن را شنیده‌ایم که دیگر نمی‌بینیم واقعاً چه معنایی دارد. منظورم ادعای بخشیدن گناهان است: هر گناهی. مگر اینکه گوینده خدا باشد، این ادعا آن‌قدر مضحک است که خنده‌دار می‌شود. همه ما می‌توانیم بفهمیم که چگونه یک انسان خطاهایی را که علیه خودش صورت گرفته است می‌بخشد. تو روی انگشت پایم می‌ایستی و من تو را می‌بخشم، پولم را می‌دزدی و من تو را می‌بخشم. اما باید چه برداشتی از مردی داشته باشیم که خودش هرگز کتک نخورده و رویش نایستاده‌اند، و اعلام می‌کند که تو را بابت ایستادن روی انگشت پای دیگران و دزدید ن پول دیگران می‌بخشد؟ «حماقت خرگونه» مهربانانه‌ترین توصیفی است که می‌توانیم برای رفتار او به کار ببریم. با این حال، این کاری است که عیسی انجام داد. او به مردم می‌گفت که گناهانشان بخشیده شده است و هرگز منتظر نمی‌ماند تا با تمام آن افراد دیگری که گناهانشان بی‌تردید به آنها آسیب رسانده بود، مشورت کند. او بی‌درنگ چنان رفتار می‌کرد که گویی خود، شخص اصلی آزرده شده در تمام خطاها بود. این تنها در صورتی منطقی است که او واقعاً همان خدایی بوده باشد که قوانینش شکسته شده و عشقش در هر گناهی زخمی می‌شود. در دهان هر گوینده‌ای که خدا نباشد، این سخنان به چیزی دلالت می‌کند که من آن را جز حماقت و خودبینی بی‌نظیر در تاریخ، نمی‌توانم بنامم.[2]

 

او ادعا کرد که داور جهان است.

 

ادعای غیرمستقیم فوق‌العاده دیگری این است که او روزی بر جهان داوری خواهد کرد (متی ۲۵: ۳۱-۳۲) و «بر تخت خود در جلال آسمانی خواهد نشست» (آیه ۳۱)، در حالی که همه ملت‌ها در حضور او گرد آمده‌اند. او بر آنها حکم خواهد راند؛ برخی میراث و حیات جاودانه‌ای را که از ابتدای آفرینش برایشان آماده شده بود دریافت خواهند کرد، در حالی که دیگران مجازات جدایی ابدی از خدا را خواهند چشید.

 

۳) ادعاهای مستقیم مسیح

 

اکنون به ادعای مستقیم عیسی مبنی بر اینکه مسیح یا مسیحا است، می‌پردازیم (یوحنا ۲۰: ۲۶-۲۹).

 

۲۶یک هفته بعد، شاگردان او دوباره در خانه بودند و توما هم با آنها بود. در حالی که درها بسته بودند، عیسی آمد و در میان آنها ایستاد و گفت: «سلام بر شما!» ۲۷سپس به توما گفت: «انگشتت را اینجا بگذار و دست‌هایم را ببین. دستت را دراز کن و در پهلوی من بگذار. از شک دست بردار و ایمان بیاور.» ۲۸توما به او گفت: «پروردگار من و خدای من!» ۲۹آنگاه عیسی به او گفت: «تو به خاطر دیدن من ایمان آوردی. خوشا به حال کسانی که ندیده و با این حال ایمان آورده‌اند.» (یوحنا ۲۰: ۲۶-۲۹).

 

عیسی نگفت: «هی، یک لحظه صبر کن توما! کارت کمی زیاده‌روی است.» او اساساً اشاره کرد که آنها در درک مطلب کمی کند بودند: «از شک دست بردار و ایمان بیاور!» (آیه ۲۷).

 

سپس ادعا و ادعای مستقیم او برای خدایی بودن و پسر بودن در حضور همه بزرگان و رهبران اسرائیل:

 

۶۱بار دیگر کاهن اعظم از او پرسید: «آیا تو مسیح، پسر مبارک هستی؟» ۶۲عیسی گفت: «من هستم.» «و پسر انسان را خواهید دید که در دست راست قادر متعال نشسته و بر ابرهای آسمان می‌آید.» ۶۳کاهن اعظم لباس‌هایش را درید و گفت: «چرا به شاهد دیگری نیاز داریم؟» ۶۴«این کفر را شنیدید. نظر شما چیست؟» همه آنها او را لایق مرگ دانستند (مرقس ۱۴: ۶۱-۶۴).

 

اگر فقط یک فرصت داشتید تا مردم را به آیه‌ای از کتاب مقدس ببرید که ادعای مستقیم عیسی مبنی بر خدایی بودنش را نشان دهد، آن آیه یوحنا ۱۰: ۳۰-۳۳ خواهد بود:

 

۳۰من و پدر یکی هستیم.» ۳۱یهودیان بار دیگر سنگ برداشتند تا او را سنگسار کنند، ۳۲اما عیسی به آنها گفت: «معجزات بزرگ فراوانی از جانب پدر به شما نشان داده‌ام. به خاطر کدام یک از این‌ها م مرا سنگسار می‌کنید؟» یهودیان پاسخ دادند: «ما شما را به خاطر هیچ‌یک از این‌ها سنگسار نمی‌کنیم، بلکه به خاطر کفرگویی، زیرا تو که فقط یک انسان هستی، ادعا می‌کنی که خدا هستی» (یوحنا ۱۰:۳۰-۳۳).

 

چنین ادعاهایی نیاز به آزموده شدن دارند، زیرا مردم انواع و اقسام اظهارات را دربارهٔ خود مطرح می‌کنند. صرف اینکه کسی ادعای شخصیتی را می‌کند، به معنای صحت آن ادعا نیست. برخی افراد دچار توهم هستند و گمان می‌کنند که ناپلئون، پاپ یا دجال هستند.

 

بنابراین، چگونه می‌توانیم ادعاهای مردم را بیازماییم؟ عیسی ادعا کرد که پسر یگانه‌ی خدا و خداست که به صورت انسان درآمده است. سه احتمال منطقی وجود دارد. اگر اظهارات او درباره خودش نادرست بود، یا اینکه می‌دانست نادرست هستند، که در این صورت او یک impostor (مدعی دروغین) و از آن هم بدتر، یک شرور است. این احتمال اول است. یا اینکه نمی‌دانست، که در این صورت گمراه بود؛ در واقع، دیوانه بود. این احتمال دوم است. احتمال سوم این است که این ادعا درست باشد.

 

سی.‌اس. لوئیس این‌گونه بیان کرد:

 

مردی که صرفاً یک انسان باشد و چنین حرف‌هایی را بزند، نمی‌تواند یک معلم اخلاق بزرگ باشد. او یا یک دیوانه خواهد بود، هم‌رده‌ی مردی که می‌گوید تخم‌مرغ آب‌پز است، یا اینکه شیطان جهنم خواهد بود. شما باید انتخاب خود را انجام دهید. یا این مرد، پسر خدا بود و هست، یا دیوانه‌ای بیش نبوده یا چیزی بدتر... اما بیایید از این چرندیات تحقیرآمیز که او یک معلم بزرگ بشری بوده است، دست برداریم. او این امکان را برای ما باقی نگذاشته است. نیتش هم این نبود.[3]

 

چه شواهدی برای اثبات گفته‌های او وجود دارد؟

 

۲) تعلیمات او. تعلیمات عیسی به طور جهانی به عنوان برخی از تأثیرگذارترین سخنان بیان‌شده در تاریخ شناخ

 

۱) تعالیم او. تعالیم عیسی به طور جهانی به عنوان برخی از تأثیرگذارترین سخنان بیان‌شده در تاریخ شناخته می‌شوند. این تعالیم شامل «همسایه‌ات را چنانکه خودت را دوست بدار»، «با دیگران چنان کن که دوست داری با تو رفتار کنند»، «دشمنانت را دوست بدار» و «گونه دیگر را نیز برگردان» (متی ۵-۷) هستند.

 

برنارد رام، استاد الهیات آمریکایی، در مورد تعالیم عیسی اظهار داشت:

 

آنها بیشتر خوانده می‌شوند، بیشتر نقل می‌شوند، بیشتر دوست داشته می‌شوند، بیشتر باور می‌شوند و بیشتر ترجمه می‌شوند، زیرا شگفت‌انگیزترین سخنان گفته‌شده در تاریخ‌اند… عظمت آنها در معنویت خالص و روشنشان نهفته است که با وضوح، قاطعیت و اقتدار به بزرگ‌ترین مسائلی که در سینهٔ انسان می‌تپد می‌پردازد… سخنان هیچ‌کس دیگری مانند سخنان عیسی جذابیت ندارد، زیرا هیچ‌کس دیگری نمی‌تواند به این پرسش‌های بنیادین انسانی چنان‌که عیسی پاسخ داد پاسخ دهد. اینها همان نوع کلمات و پاسخ‌هایی هستند که از خدا انتظار داریم.

 

آیا این تعلیم می‌تواند از یک کلاهبردار یا یک دیوانه باشد؟

 

۲) اعمال او. برخی می‌گویند مسیحیت کسل‌کننده است. بودن در کنار عیسی کسل‌کننده نبود. وقتی به یک مهمانی رفت، مقدار قابل توجهی آب را به شرابی درجه یک تبدیل کرد که آنقدر خوب بود که مسئول پذیرایی را شگفت‌زده کرد.

 

و وقتی که در یک مراسم ترحیم شرکت کرد چه؟ —او لاзар را از مردگان زنده کرد: «سنگ را بردارید! او را باز کنید و رهایش سازید!» (یوحنا ۱۱: ۴۴). عیسی دست‌کم سه بار مردگان را به زندگی بازگرداند.

 

چه می‌شد اگر با عیسی به پیک‌نیک می‌رفتند در حالی که تنها پنج قرص نان و دو ماهی داشتند؟ (یوحنا ۶: ۱-۱۴). او غذا را تکثیر کرد تا بیش از ۵۰۰۰ نفر را سیر کند.

 

همچنین می‌توانیم در مورد اینکه همراه عیسی به بیمارستان برویم، صحبت کنیم؛ حوضچه بیت‌حسدا، جایی که او مردی را یافت که ۳۶ سال بود ناتوان در آنجا دراز کشیده بود. عیسی به او گفت که برخیزد، و او کاملاً شفا یافت (یوحنا ۵:۵).

 

۳) شخصیت او.

 

لرد چانسلر، لرد هیلشام، در زندگی‌نامه خود به نام «دروازه‌ای که از آن گذشتم»، شخصیت عیسی را توصیف می‌کند و اینکه چگونه شخصیت عیسی برای او در دوران کالج جان گرفت:

 

اولین چیزی که باید در مورد او بیاموزیم این است که معاشرت با او باید کاملاً ما را مسحور می‌کرد. عیسی به عنوان یک مرد، جذابیتی مقاومت‌ناپذیر داشت... آنچه آنها مصلوب کردند یک جوان پرانرژی، سرشار از زندگی و شادی آن، خداوند زندگی خود و حتی فراتر از آن، خداوند خنده بود؛ کسی که چنان کاملاً جذاب بود که مردم صرفاً برای لذت بردن از آن، او را دنبال می‌کردند. قرن بیستم نیاز دارد تا بار دیگر چشم‌انداز این مرد باشکوه و شاد را باز یابد؛ مردی که صرف حضورش همراهانش را سرشار از شادی می‌کرد. او یک گالیلیی رنگ‌پریده نبود، بلکه یک «نی‌زن هیملین» واقعی بود که کودکان را به خنده می‌انداخت و هنگام بلند کردنشان، از لذت و شادی فریاد می‌زدند.

 

در شام آخر، تنها چند ساعت پیش از مصلوب شدن مسیح، حواریون بسیار پریشان شدند، زیرا می‌دانستند که عیسی قرار است روز بعد جان خود را به‌عنوان قربانی کفاره‌ای بدهد. این فیلیپ بود که از طرف همه آن‌ها سخن گفت:

 

فیلپ به او گفت: «ای خداوند، پدر را به ما نشان بده و همین برای ما کافی است.» عیسی به او گفت: «این همه مدت با شما بوده‌ام و هنوز مرا نمی‌شناسی، فیلپ؟ هر که مرا دیده است، پدر را دیده است. چگونه می‌توانی بگویی: ‹پدر را به ما نشان بده؟›» (یوحنا ۱۴: ۸-۹).

 

عیسی گفت: «هر که مرا دیده است، پدر را دیده است.» همه ما از طریق تجربه شخصی و جهان‌بینی‌های فرهنگی، تصوری از پدر بودن داریم. چرا برای ما حیاتی است که به عیسی رجوع کنیم تا دریابیم پدر کیست؟

 

۴) تحقق پیشگویی‌های عهد عتیق توسط او.

 

ویلبر اسمیت، نویسندهٔ آمریکایی در زمینهٔ موضوعات الهیاتی، گفت:

 

جهان باستان ابزارهای مختلفی برای پیشگویی آینده داشت که به آن «فال‌بینی» می‌گفتند، اما نه در تمام گستره ادبیات یونانی و لاتین؛ هرچند از کلمات «پیامبر» و «پیشگویی» استفاده می‌کردند، آیا می‌توانیم هیچ پیش‌بینی دقیق و مشخصی از یک رویداد تاریخی مهم که در آینده‌ای دور رخ دهد، یا هیچ پیشگویی‌ای از آمدن یک نجات‌دهنده به میان بشر بیابیم... اسلام نیز نمی‌تواند به هیچ پیش‌بینی‌ای از آمدن عیسی مسیح اشاره کند که محمد صدها سال پیش از تولدش بیان کرده باشد. هیچ‌یک از بنیان‌گذاران فرقه‌های این کشور نیز نمی‌توانند متنی باستانی را معرفی کنند که صراحتاً ظهور آن‌ها را پیشگویی کرده باشد.

 

در مورد عیسی، او بیش از سیصد پیشگویی نوشته شده در مورد خود را برآورده ساخت، که ۲۹ مورد از آنها در یک روز - روز مرگ او - اتفاق افتاد. او نمی‌توانست بسیاری از آنها را کنترل کند. برخی ممکن است بگویند که او خود دست به انجام آنها زده است. اما چگونه می‌توانید محل تولد خود را در بیت لحم مدیریت کنید؟ این پیشگویی صدها سال قبل از تولد او نوشته شده بود. تکلیف محل دفن او چه می‌شود؟ چه دربارهٔ پیشگویی‌ای که می‌گوید سربازان رومی در حالی که او بر صلیب آویزان بود، برای لباس‌هایش قرعه‌کشی کردند چه؟ اگر مایلید پیشگویی‌های دیگر عهد عتیق را که به عیسی اشاره دارند بررسی کنید، لطفاً از لینک زیر دیدن فرمایید: https://youtu.be/fCwDPLiJE9A

 

۵) قطعه پنجم شواهد، رستاخیز اوست

 

الف) غیبت او از قبر. برخی می‌گویند که او نمرده است؛ او فقط روی صلیب بیهوش شده و بعداً در قبر بیدار شده است. بیایید یک دقیقه در این مورد فکر کنیم. اولاً، کتاب مقدس می‌گوید که از بدن او خون و آب خارج شد (یوحنا ۱۹:۳۴)، که اکنون می‌دانیم جدایی لخته خون و سرم است - مدرکی پزشکی که در هر دادگاهی دلیلی بر مرگ است.

 

آیا واقعاً می‌توانیم باور کنیم که عیسی سربازان رومی را در پای صلیب فریب داد و مرگش را تظاهر کرد؟ اگر سربازان رومی اجازه می‌دادند کسی که محکوم به مرگ شده فرار کند، به معنای فدا کردن جان خودشان بود. مسیح را با نیزه در پهلو زخم زدند، محض احتیاط. او شلاق خورد و پشتش زخم برداشت؛ خداوند دیگر توان حمل صلیبش را نداشت. سپس او آویزان بود، در حالی که از زخم‌های خارهای سرش و نیزه در پهلویش خون می‌آمد. البته، می‌دانیم که پطرس تنها چند ساعت قبل دستانش را کنار آتش گرم می‌کرد که نشان می‌دهد آن روز هوا بسیار سرد بوده است. آیا از نظر منطقی ممکن است که او در سرداب غار، سرما را نادیده گرفته، سنگ یک و نیم تنی جلوی ورودی را جابجا کرده، سربازان بیرون را از سر راه برداشته یا رشوه داده، و سپس فرار کرده باشد؟

 

برخی معتقدند که حواریون جسد را دزدیده‌اند. بیایید این موضوع را بررسی کنیم. شاگردان از مرگ استادشان عمیقاً سرخورده شده بودند. آیا این محتمل است که شاگردان پس از سه روز، درست زیر چشم نگهبانان قبر، بخواهند جسد را بدزدند؟ چرا باید چنین کاری می‌کردند؟ آیا ممکن است پطرس در روز پنطیکاست (اعمال رسولان ۲:۱۴) برخواسته و برای بیش از ۳۰۰۰ نفر دروغ موعظه کرده باشد؟ بسیاری از آنها جان خود را برای آنچه به آن باور داشتند فدا کردند.

 

شاید مقامات جسد را برداشته باشند؟ این امر بسیار بعید است، زیرا وقتی حواریون شروع به موعظه کردند که عیسی از مردگان برخاسته است، مقامات به سادگی می‌توانستند جسد را نشان دهند.

 

ب) مدرک دوم برای رستاخیز، ظهور او در برابر حواریون است. آیا همه آنها دچار توهم بودند؟ توما زمانی که عیسی خود را زنده به آنها نشان داد، کاملاً قانع شد. پس از رستاخیز، عیسی در بیش از ده مورد جداگانه به حواریون مختلف ظاهر شد و در یک مورد، به بیش از ۵۰۰ نفر همزمان (اول قرنتیان ۱۵:۶). دو بار می‌خوانیم که او با آنها غذا خورد—اگر عیسی صرفاً یک روح بود، چگونه می‌توانست در حضور حواریونش غذا بخورد؟ (یوحنا ۲۱: ۱۲-۱۵، لوقا ۲۴: ۴۱-۴۴).

 

ج) تأثیر فوری. زندگی‌های دگرگون‌شده میلیون‌ها نفر در طول ۲۰۰۰ سال گذشته.

 

مایکل گرین، نویسنده بسیاری از آثار مشهور و علمی، گفت:

 

کلیسا… از مشتاقه‌ای از ماهیگیران و مالیات‌گیرندگان بی‌سواد آغاز شد و در سیصد سال بعد سراسر جهان را درنوردید. این داستانی کاملاً شگفت‌انگیز از یک انقلاب مسالمت‌آمیز است که در تاریخ جهان بی‌نظیر است. این اتفاق افتاد زیرا مسیحیان می‌توانستند به جویندگان بگویند: «عیسی فقط برای شما نمرد. او زنده است! شما می‌توانید او را ملاقات کنید و خودتان واقعیتِ مورد بحث ما را کشف کنید!» آنها چنین کردند و به کلیسا پیوستند، و کلیسا، که از آن قبرِ روز رستاخیز زاده شده بود، در همه‌جا گسترش یافت.

 

سی. اس. لوئیس آن را این‌گونه خلاصه می‌کند:

 

پس ما با یک انتخاب هولناک روبرو هستیم. مردی که ما در مورد او صحبت می‌کنیم، یا دقیقاً همان کسی بود که می‌گفت (و هست)، یا یک دیوانه یا چیزی بدتر. اکنون برای من واضح است که او نه یک دیوانه بود و نه یک شیطان؛ و در نتیجه، هرچقدر هم که عجیب، ترسناک یا غیرممکن به نظر برسد، من باید این دیدگاه را بپذیرم که او خدا بود و هست. خدا در قالب انسان بر این جهانِ تحت اشغال دشمن فرود آمده است.

 

آیا هنوز قانع نشده‌اید؟ اگر چنین است، لطفاً در پاسخ دادن به این پیام امروز تأخیر نکنید. خدایی که در موردش صحبت می‌کنیم، همه چیز را در مورد شما می‌داند و شما را با عشقی ابدی دوست دارد (ارمیا ۳۱:۳). او برای پرداخت بدهی گناهی که شما و من به خاطر زندگی گناه‌آلودمان بر روی زمین سزاوار آن هستیم، به شخص پسرش، خداوند عیسی، به طور فوق‌العاده‌ای عمل کرده است. کتاب مقدس می‌گوید هر که به نام خداوند رجوع کند، نجات خواهد یافت (رومیان ۱۰:۱۳). اگر صمیمانه به سوی خدایی که شما را آفریده است بازگردید، از گناه توبه کنید و خداوند عیسی مسیح را برای آمرزش گناهانتان به زندگی خود دعوت کنید، کتاب مقدس وعده می‌دهد که نجات خواهید یافت. هیچ زمانی بهتر از اکنون نیست.

 

در اینجا دعایی است که می‌توانید بخوانید:

 

ای پدر، امروز با فروتنی به پیش تو می‌آیم، در حالی که از عشق عظیمی که پروردگار عیسی مسیح را برای پرداخت کیفر گناه به جای من به زمین آورد، آگاهم. اگرچه او سزاوار مرگی که بر آن مرد نبود، اما می‌بینم که این کار را برای من انجام داد، جای من را گرفت و بر روی صلیب برای من مرد. من از زندگی گناه‌آلود خود روی برمی‌گردانم و به سوی تو می‌آیم. گناه مرا ببخش و وارد زندگی‌ام شو—از این لحظه به بعد می‌خواهم برای تو زندگی کنم. از تو برای هدیه رایگان زندگی که در مسیح به من عرضه می‌کنی سپاسگزارم. امروز این هدیه زندگی را می‌پذیرم. آمین!

 

همچنین شما را تشویق می‌کنم مطالعه بعدی را در لینک زیر بخوانید: «چرا عیسی مرد؟»

 

بسیاری از ایده‌های این مطالعه از دوره آلفا اثر نیکی گامبل گرفته شده است. من کتاب نیکی با عنوان «سوالات زندگی» را که توسط انتشارات کینگزوی منتشر شده است، توصیه می‌کنم.

 

برای مطالعه بیشتر، کتاب «شواهدی که حکم می‌کند» نوشته جاش مک‌داول را توصیه می‌کنم.

 

تطبیق: کیت توماس
وب‌سایت: www.groupbiblestudy.com

 

ایمیل: keiththomas@groupbiblestudy.com

 

 

[1] یوسفیوس، آثار باستانی، کتاب پانزدهم، بندهای ۶۳ به بعد.

[2] سی. اس. لوئیس، «مری کرिश्चِیَنیتی»، چاپ هارپرزان‌فرانسیسکو، ۱۹۵۲. صفحهٔ ۵۱

[3] سی. اس. لوئیس، «مری کریستینیتی»، چاپ هارپرزانفرانسیسکو، ۱۹۵۲. صفحهٔ ۵۲

 

Donate

Your donation to this ministry will help us to continue providing free bible studies to people across the globe in many different languages.

$

And this gospel of the kingdom will be proclaimed throughout the whole world as a testimony to all nations, and then the end will come.
Matthew 24:14

bottom of page