
3. You Must be Born Again
عیسی گفت: «باید از نو زاده شوی!»
یوحنا ۳:۱-۱۲
پایههای مستحکم ایمان
لینک آموزش یوتیوب با زیرنویس به ۷۰ زبان: https://youtu.be/gp4yUPbhVnQ
بسیاری از مردم با این عبارت آشنا هستند: «باید از نو متولد شوی!» این آیه مشهور کتاب مقدس، مدتهاست که برای بخشهای خاصی از جامعه مسیحی، بهویژه در دنیای غرب، یک فراخوان برای اقدام بوده است. عیسی کسی بود که این سخن تأثیرگذار را بیان کرد و شایان ذکر است که عبارت «باید از نو زاده شوی» پاسخ او به مهمترین سؤالی بود که یک شخص ممکن است بپرسد. آن سؤال را میتوان اینگونه خلاصه کرد: «چگونه به حیات جاودانه دست یابم؟» با پرسیدن و پاسخ دادن به این سؤال، ما جوهر پیام انجیل را درک میکنیم.
بسیاری از مردم عادی به دنبال همنشینی با عیسی بودند زیرا برای آنها امن بود، چرا که چیز زیادی برای از دست دادن نداشتند. در همین حال، اعضای دستگاه مذهبی با احتیاط به عیسی مینگریستند. آنها ممکن بود به پیام او کنجکاو باشند اما به دلیل جایگاه اجتماعی خود، از او دوری میکردند، زیرا میدانستند که حمایت از عیسی میتواند به اعتبارشان آسیب برساند. آنها در معرض این خطر بودند که توسط برخی در نظم مذهبی تثبیتشده آن زمان، به عنوان بدعتگذار، جادوگر یا متعصب مذهبی برچسبگذاری شوند. عیسی همچنان شخصیتی بحثبرانگیز است. در انجیل یوحنا، فصل سوم، با نیقودیموس، مردی از جایگاه برجسته در جامعه مذهبی، آشنا میشویم که به عیسی مراجعه کرد.
نیقودیموس فریسی:
۱مردی از فریسیان به نام نیقودیموس، عضو شورای حکومتی یهودیان، بود. ۲او شبانه نزد عیسی آمد و گفت: «رابّی، ما میدانیم که تو معلّمی هستی که از جانب خدا آمدهای. زیرا اگر خدا با او نبود، هیچکس نمیتوانست نشانههای معجزهآسایی را که تو انجام میدهی، به عمل آورد.» ۳در پاسخ عیسی گفت: «به راستی به تو میگویم، هیچکس نمیتواند پادشاهی خدا را ببیند، مگر آنکه از نو زاده شود.» ۴نیقودیموس پرسید: «چگونه ممکن است یک مرد وقتی پیر شده باشد، دوباره زاده شود؟ مسلماً نمیتواند بار دیگر به رحم مادرش بازگردد تا زاده شود!» ۵عیسی پاسخ داد: «راست میگویم، هیچکس نمیتواند وارد پادشاهی خدا شود مگر آنکه از آب و روح متولد شود. ۶جسم از جسم زاییده میشود، اما روح از روح زاییده میشود. ۷نباید از اینکه گفتم: ‹باید از نو متولد شوید› تعجب کنید. ۸باد هر جا که بخواهد میوزد. صدایش را میشنوی، اما نمیتوانی بگویی از کجا میآید یا به کجا میرود. هر که از روح زاده شده نیز چنین است.» ۹نیکودیموس پرسید: «چگونه ممکن است؟» ۱۰عیسی گفت: «تو معلم اسرائیل هستی و این امور را نمیفهمی؟ ۱۱حقیقت را به شما میگویم، ما از آنچه میدانیم سخن میگوییم و به آنچه دیدهایم شهادت میدهیم، اما شما شهادت ما را قبول ندارید. ۱۲من درباره امور زمینی با شما سخن گفتم و ایمان نیاوردید؛ چگونه اگر درباره امور آسمانی سخن بگویم، ایمان خواهید آورد؟» (یوحنا ۳: ۱-۱۲).
در مطالعه امروز، حواری یوحنا اساسیترین تعلیم عیسی را بیان میکند—ضرورت تولد دوباره. عیسی از ابتدای رسالت خود به وضوح نشان میدهد که ورود به ابدیت با خدا را نمیتوان از طریق اعمال خودمان به دست آورد، و به همین دلیل با فریسیان و صدوقیان مقابله کرد. این چیزی نیست که بتوانیم از طریق قدرت، تواناییها یا تلاشهای خود به آن دست یابیم. چند نفر از ما در تولد فیزیکی خود نقشی داشتهاند؟ ما در آن هیچ نقشی نداشتیم. ما به خاطر دیگران و نقشه خدا به این دنیا آمدیم. خود خدا طرحی را برای تولد دوباره روحانی به منظور رستگاری ما آغاز کرده است. کاری را که ما خودمان نمیتوانیم انجام دهیم، خدا از طریق پسرش، عیسی مسیح، به انجام رسانده است.
این ملاقات رو در رو با نیقودیموس در اورشلیم رخ داد، همانطور که در بخش قبلی به شرکت عیسی در عید فطیر اشاره شده است. بسیاری از نشانههای معجزهآسایی را که او انجام داد مشاهده کردند و به او ایمان آوردند (یوحنا ۲:۲۳). از آنجا که عیسی اظهار داشت که اغلب در حیاطهای معبد اورشلیم تعلیم میداد (یوحنا ۱۸:۲۰)، منطقی است که فرض کنیم نیقودیموس نیز همان نشانهها و معجزهها را دیده است.
سه چیز در مورد نیقودیموس در فصل سوم انجیل یوحنا میآموزیم:
۱) او یک فریسی بود (آیه ۱)، یعنی واژهای به معنای «جدا شده». فریسیان گروهی بسیار مذهبی بودند که حداکثر ۶۰۰۰ نفر را در بر میگرفتند و متعهد به رعایت هر جزئیات قانون طبق تفسیر کاتبان و معلمان شریعت اسرائیل بودند. برای فریسیان، عمل به فرمانهایی که موسی در پنج کتاب اول کتاب مقدس وضع کرده بود، کافی نبود. آنها میخواستند هر فرمان به طور مشخص تعریف و به صورت یک قانون مدون درآید.
۲) نکودیموس نه تنها یک فریسی بود، بلکه یکی از هفتاد عضوی بود که شورای حاکم یهودیان، سنهدرین، را تشکیل میدادند. سنهدرین عالیترین دادگاه یهودیان بود که بر هر یهودی در سراسر جهان صلاحیت داشت.
۳) او بهعنوان استاد اسرائیل شناخته میشد (آیه ۱۰). عیسی، مانند هر یهودی دینداری، از هویت او آگاه بود. کتاب مقدس، که نیقودیموس را استاد اسرائیل مینامد، در دستنوشتههای اصلی یونانی حرف تعریف را شامل میشود، که نشان میدهد او استاد برجسته کشور بود. به احتمال زیاد، او کاتبان بسیاری داشت که او را مرجع خود در قوانین جزئی متعدد میدانستند که برای صالح شمرده شدن بهعنوان یک فریسی لازم بود.
چرا نیقودیموس شبانه به عیسی مراجعه کرد؟ (آیه ۲). با اینکه او یک عالم بود، به دنبال پاسخ از عیسی میگشت. به نظر شما چه چیزی انگیزهی این جستجوی معنوی بود؟
چرا نیقودیموس شبانه آمد؟ شاید به این دلیل که او دیده بود چگونه جمعیت در طول روز عیسی را احاطه میکرد و او چقدر به نیازهایشان توجه داشت. این فریسی ممکن است صرفاً به دنبال این بوده باشد که زمانی باکیفیت را با عیسی در حالی که او کمتر مشغول بود، بگذراند. همچنین محتمل است که نیقودیموس، که در طول روز درگیر مسئولیتهای فراوان بود، فرصت کمی برای بررسی سؤالات روحانی خود داشت و این امر او را بر آن داشت تا پس از پایان روز کاریاش به عیسی سر بزند. دلیل دیگر این بود که او میخواست از مخالفت و تمسخر بزرگان یهودی دیگر در مورد تلاشهای معنوی خود اجتناب کند. او برای دور زدن انتقادات، پوشش شب را انتخاب کرد.
صرفنظر از دلایل نیقودیموس برای ملاقات در شب، واضح است که او در قلبش احساسی عمیق را تجربه میکرد. عیسی آنچه را که او نداشت، در اختیار داشت. آن فریسی دانا مشخص نکرد که دقیقاً چه چیزی او را جذب کرده بود؛ او صرفاً تصدیق کرد که خدا با عیسی است و عیسی از جانب خدا فرستاده شده است (آیه ۲). حتی در آن زمان، نیقودیموس این باور را شخصی نکرد و نگفت: «ما میدانیم که تو معلمی هستی که از جانب خدا آمدهای...» گویی از طرف دیگران سخن میگفت، نه از طرف خودش.
نیقودیموس درک شهودی، شاهد درونی، یا آگاهی روزافزونی از مسیح و تهی بودن روحانی خود داشت. او در حال علاقهمند شدن به مسیح بود اما هنوز کاملاً او را نپذیرفته بود. هویت عیسی احتمالاً موضوع داغی در میان دوستان نزدیک او بود، بهویژه پس از آنکه مسیح وارد حیاطهای معبد شد، صرافان را بیرون راند، و فروشندگان حیوانات قربانی را، همانطور که قبلاً در انجیل یوحنا ذکر شده است، از آنجا دور کرد. معجزاتی که نیقودیموس شاهد آن بود، او را متقاعد کرد که در مورد مسیح چیزی فراتر از آنچه در نگاه اول به نظر میرسید، وجود دارد. با وجود دستاوردهایش، نیقودیموس از اطمینان درونی مبنی بر درست بودن رابطهاش با خدا برخوردار نبود. او برای پی بردن به آنچه از دست میداد، به سراغ مسیح رفت. پولس رسول به کلیسای روم میگوید که هر مسیحی شاهدی درونی دارد که تعلق او به مسیح را تأیید میکند.
...اما شما روح فرزندخواندگی را دریافت کردهاید. و به واسطهٔ او فریاد میزنیم: «آبا، ای پدر.» ۱۶خود روح با روح ما شهادت میدهد که ما فرزندان خدا هستیم. ۱۷حال اگر فرزندانیم، وارثیم—وارث خدا و هموارث مسیح—به شرط آنکه در رنجهای او شریک باشیم تا در جلال او نیز شریک شویم (رومیان ۸:۱۵-۱۷؛ تأکید از ماست).
به نظر شما شهادت دادن روحالقدس با روح ما چه معنایی دارد؟
نجات غیرممکن برای انسان
این مرد بهعنوان یک حاکم، معلم و فریسی، از چنان پارساییای برخوردار بود که تمام قوم به آن حسادت میکردند، با این حال چیزی کم داشت. او به اندازه کافی خوب نبود! نیقودیموس میدانست که بیش از یک نظام اعمال نیک نیاز دارد:
زیرا به شما میگویم تا زمانی که عدالت شما از عدالت فریسیان و کاتبان [که نیقودیموس هر دو بود] فزونتر نباشد، هرگز به ملکوت آسمان راه نخواهید یافت (متی ۵:۲۰).
عیسی از آنچه نیکودیموس در ذهن داشت آگاه بود و پیش از آنکه او سؤالش را مطرح کند، توضیح داد: «هیچکس نمیتواند پادشاهی خدا را ببیند مگر آنکه از نو زاده شود» (یوحنا ۳: ۳). واژه یونانی «anōthen» میتواند به معنای زاده شدن دوباره برای بار دوم یا «از بالا» باشد، که دلالت بر این دارد که کار خدا در جان ما پیش از آنکه بتوانیم پادشاهی خدا را درک کنیم، ضروری است. هر دو تفسیر صحیح هستند. این سخن نیقودیموس را شگفتزده کرد زیرا یهودیان مذهبی معتقد بودند که فرزند ابراهیم بودن و پایبندی به شریعت موسی، ورودشان به پادشاهی را تضمین میکند. از نظر اکثر مردم، آنها از بیرون صالح به نظر میرسیدند، اما در باطن، ریاکار بودند. عیسی بعدها نزدیک به مصلوب شدنش، اینگونه درباره آنها سخن گفت.
وای بر شما ای کاتبان و فریسیان، ریاکاران! شما مانند قبرهای سفیدکاری شده هستید که از بیرون زیبا به نظر میرسید اما از درون پر از استخوان مردگان و هر چیز ناپاک است (متی ۲۳: ۲۷).
برای ورود به ملکوت آسمان، هر شخص باید به پارسایی انتسابی دست یابد، به این معنا که پارسایی به حساب روحانی او واریز شود. بدون یک تغییر درونی، زندگیها دستنخورده باقی میمانند. این دگرگونی باید از درون رخ دهد و نمیتوان آن را تنها از طریق تلاشهای خودمان به دست آورد. ما باید به منبع قدرت الهی متصل شویم! نفس درون، که اغلب قلب نامیده میشود، باید نو شود. این فرآیند در الهیات با عنوان تولد دوباره شناخته میشود. همانطور که در تیطوس ۳: ۵ آمده است: «او ما را نجات داد، نه به خاطر اعمالی که در راستکرداری انجام داده بودیم، بلکه طبق رحمت خود، به واسطه شستشوی تولد دوباره و تجدید روحالقدس.» مسیحی شدن به معنای شروع دوباره زندگی نیست؛ بلکه به معنای دریافت یک زندگی جدید برای شروع است. نویسنده، جی. سیدلو باکستر، این موضوع را به طور خلاصه اینگونه توصیف کرده است: «تولد دوباره چشمه است؛ تقدیس رودخانه است.»
سخن عیسی برای نیقودیموس یک چالش بود. یهودیان معتقد بودند که اگر کسی به ثروت نعمَت داده شده باشد، نشانهای است از اینکه در مسیر ورود به پادشاهی آسمان قرار دارد. در آیهای دیگر، عیسی با گفتن اینکه برای یک مرد ثروتمند دشوار است که وارد پادشاهی شود، شاگردان را شوکه کرد:
۲۳آنگاه عیسی به شاگردانش گفت: «راستى را به شما مىگویم، دشوار است که یک انسان ثروتمند وارد پادشاهى آسمان شود. ۲۴بار دیگر به شما مىگویم، آسانتر است که یک شتر از سوراخ سوزن بگذرد تا اینکه یک انسان ثروتمند وارد پادشاهى خدا شود.» ۲۵وقتی شاگردان این را شنیدند، بسیار شگفتزده شدند و گفتند: «پس چه کسی میتواند نجات یابد؟» ۲۶عیسی به آنها نگاه کرد و گفت: «برای انسان این غیرممکن است، اما برای خدا همه چیز ممکن است.» (متی ۱۹:۲۳-۲۶؛ تأکید از ماست).
برخی «چشم سوزن» (آیه ۲۴) را به معنای دروازه کوچک یک شهر میدانند که مسافران را ملزم میکند تا قبل از عبور، «بار و بنه» خود را تخلیه کنند. با این حال، من معتقدم این بخش باید به معنای تحتاللفظی خود گرفته شود. عیسی تأکید میکند که همانطور که عبور دادن شتر از سوراخ سوزن غیرممکن است، برای هیچکس—چه ثروتمند و چه فقیر—ممکن نیست که بدون تولد دوباره یا از بالا، وارد ملکوت خدا شود. بدون کار احیاکننده خدا در هسته زندگی یک شخص، ورود به پادشاهی ممکن نیست. عیسی بر این حقیقت اساسی تأکید میکند و برای برجسته کردن اهمیت آن، این عبارت را سه بار در این بخش با «راستى را به تو مىگویم» (آیات ۳، ۵ و ۱۱) تکرار میکند.
برای فردی که همواره زندگی را از دیدگاه بیرونی نگریسته است، درک ضرورت تولد دوباره روحانی دشوار است. نیکودیموس مانند اکثر ما در اولین بار شنیدن چنین گفتاری واکنش نشان داد. او تنها به صورت طبیعی فکر میکند و هیچ راه منطقی برای درک این ایده وجود ندارد، و این امر او را سردرگم میکند. اگر این گفته را به معنای تحتاللفظی بگیریم، به نظر میرسد که او برای تولد دوباره باید به رحم مادرش بازگردد. او به صورت تحتاللفظی فکر میکرد و از خود میپرسید که چگونه این امر ممکن است.
عیسی توضیح داد که پادشاهی خدا را نمیتوان بدون حیات روحانی که از جانب خدا داده میشود، درک کرد. او این را هم برای نیکودیموس و هم برای ما روشن ساخت. او گفت: «راست میگویم به تو، هیچکس نمیتواند وارد پادشاهی خدا شود مگر آنکه از آب و روح متولد شود. ۶جسم از جسم میزاید، اما روح از روح میزاید» (آیات ۵-۶). آنچه از گوشت زاده میشود، گوشت است، اما برای ورود به یک پادشاهی روحانی، روح مردهٔ شما باید حیات خدا را دریافت کند. او نمیگوید برخی افراد نمیتوانند وارد شوند مگر اینکه دوباره متولد شوند؛ بلکه، او از کلمات قدرتمندی استفاده میکند و اعلام میدارد که هیچکس نمیتواند وارد شود مگر اینکه دو چیز در زندگی یک شخص رخ دهد. شما نمیتوانید تنها با تلاش برای زندگی کردن به سبک مسیحی، یک مسیحی شوید. مانند تولد جسمانیتان، شما نمیتوانید برای کسب تولد روحانیتان هیچ کاری انجام دهید. نجات هدیهای از جانب خداست (افسسیان ۲: ۸). عیسی گفت که دو چیز ضروری است: تولد از آب و روح (آیه ۵).
زادهٔ آب و روح
تا زمانی که به مسیح نیاییم و هدیه زندگی جاودان را دریافت نکنیم، مرگ همچنان در زندگی ما عمل میکند. هنگامی که آدم به هشدار خدا نافرمانی کرد—در روزی که میوه ممنوعه را در باغ عدن خورد—خداوند فرمود که او حتماً خواهد مرد (پیدایش ۲:۱۷). اگرچه آدم تا سن ۹۳۰ سالگی به طور فیزیکی نمرد (پیدایش ۵:۵)، مرگ کار خود را در روز گناه او آغاز کرد. توانایی او برای ارتباط و معاشرت با خدا نیز تحت تأثیر قرار گرفت، همانطور که از پنهان شدنش از خدا در باغ عدن (پیدایش ۳: ۸) مشخص است. بدون ارتباط ما با خدا، ما فاقد امیدِ هستیم (افسسیان ۲: ۱۲)، وضعیتی که خدا آن را مردگی مینامد. عیسی آمد تا آن ارتباط را احیا کند. او گفت: «من آمدم تا آنها حیات [زوئه] داشته باشند و آن را به کمال رسانند» (یوحنا ۱۰:۱۰). اگر عیسی آمد تا این حیات جدید را به ما ببخشد، پس آنچه پیش از دریافت حیات او داشتیم، ناکافی است.
پولس رسول افکار مشابهی را در نامهاش به کلیسای افسوس مینویسد: «اما شما که در تخطیها و گناهانتان مرده بودید» (افسسیان ۲: ۱ و ۵). هنگامی که مردم به سوی مسیح میآیند، از گناه توبه میکنند و مسیح را در زندگی خود میپذیرند، دوباره متولد میشوند: «اما به همه کسانی که او را پذیرفتند، یعنی به کسانی که به نام او ایمان آوردند، حق فرزند خدا شدن را داد» (یوحنا ۱: ۱۲). زندگی نو به روح مسیحیان نو وارد میشود. پرده از کاخ دلشان کنار میرود و ارتباط با خدا دوباره برقرار میگردد. هنگامی که به مسیح اعتماد میکنیم، خدا مسئله گناه را که ما را از او جدا میکند، برطرف میسازد.
عیسی گفت: «هیچکس نمیتواند وارد پادشاهی خدا شود، مگر آنکه از آب و روح متولد شود.» عیسی وقتی به «متولد شدن از آب» اشاره کرد، منظورش چه بود؟ (یوحنا ۳: ۵).
چهار تفسیر ممکن از سخنان عیسی:
۱) آب نماد تولد جسمانی است. در طول نه ماه اول زندگیمان، ما در کیسهی آمنیوتیک پر از مایع درون رحم مادر رشد میکنیم. کسانی که این دیدگاه را دارند معتقدند که عیسی اشاره میکند یک فرد به تولد دوبارهٔ جسمانی و روحانی نیاز دارد. این تفسیر تحتاللفظی است و تعداد کمی از محققان از آن حمایت میکنند.
۲) دیدگاه دوم این است که آب نماد کلام خداست. در کتاب مقدس به ما گفته شده است که مسیح کلیسا را «تا او را مقدس سازد، با شستشو به واسطه آب از طریق کلام... پاک میسازد» (افسسیان ۵:۲۶). در جای دیگری، عیسی اینگونه بیان میکند: «شما به واسطه کلامی که با شما گفتهام، پاک هستید» (یوحنا ۱۵:۵). در این تفسیر، عیسی تعلیم میدهد که روح خدا از کلام خدا برای قانع کردن افراد به گناه و روشن ساختن آنچه خدا برای پاک کردن ما از هر گناه انجام داده است، استفاده میکند. در این تفسیر خاص، آب نماد قدرت پاککنندگی کلام خداست که با زیستن مطابق آن، راههای ما را پاک میسازد (مزمور ۱۱۹: ۹).
۳) تفسیر دیگر این است که آب نماد کار پاککننده و احیاگر روحالقدس در زندگی یک شخص است، زمانی که به مسیح روی میآورد: ۴«اما هنگامی که مهربانی و محبت خدا، نجاتدهندهٔ ما، آشکار شد، ۵او ما را نجات داد، نه به خاطر کارهای شایستهای که انجام داده بودیم، بلکه به خاطر رحمت خود. او ما را از طریق شستشوی تولد دوباره و تجدید توسط روحالقدس نجات داد» (تیطوس ۳: ۴-۵).
۴) تفسیر چهارم این است که آب به عنوان استعاری برای توبه عمل میکند. برخی معتقدند که غسل تعمید آن چیزی بود که عیسی منظور داشت، اما غسل تعمید بیان بیرونی تغییر درونی قلب است. آنچه در درون رخ میدهد است که واقعاً همه تفاوت را ایجاد میکند. در زمان گفتگوِ عیسی با نیقودیموس، یوحنا تعمیددهنده هنوز در حال موعظه تعمید توبه بود (مرقس ۱: ۴؛ اعمال رسولان ۱۹: ۴). غوطهور شدن در آب به جهان نشان میداد که فرد توبه کرده است (توبه به معنای تغییر فکر و مسیر زندگی است)، از زندگی گذشتهاش مرده و در انتظار آمدن روحالقدس با ظهور مسیح (مسیحا) بوده است. توبه امروزه دیگر اصطلاحی رایج و پذیرفتهشده نیست. برخی تعلیم میدهند که انسان تنها باید به مسیح ایمان آورد، اما پیام مسیح روشن بود: مگر اینکه مردم توبه کنند و ایمان آورند، هلاک خواهند شد (لوقا ۱۳: ۳-۵).
من معتقدم که هر چهار تفسیر معتبر هستند. هنگام بررسی چنین بیانی، کشف لایههای متعددی از حقیقت در کلام خدا امری رایج است. مهمترین چیز این است که در مورد قلب «توبه کرده» ( ) خود تأمل کنید و در نظر بگیرید که آیا واقعاً توبه حقیقی کتاب مقدسی از گناه را به عمل آوردهاید یا خیر. آیا از روحالقدس خواستهاید که شما را پاک و نو سازد؟ آیا صمیمانه مشتاقید که از عادتهایی که شخصیت و روح شما را لکهدار میکنند و باعث درد در زندگی شما و دیگران میشوند، رها شوید؟ اگر ما واقعاً از تمام گناهان شناختهشده توبه کرده باشیم، روح خدا به ما کمک خواهد کرد تا آنچه را که باید رها کنیم—آن چیزهایی را که باید کنار بگذاریم یا تغییر دهیم—شناسایی کنیم. اما این همه ماجرا نیست! روحالقدس وفادار است که حقیقت را آشکار سازد و ما را به آن هدایت کند. خداوند هم راه رستگاری و هم وسیلهٔ رسیدن به آن را فراهم میکند. آنچه لازم است بیداری روحانی یا تولد دوباره است که از دریافت حیات از خدا از طریق کلام و روح او حاصل میشود، نه از طریق پارسایی خودمان. من نمیگویم که اعمال نیک مهم نیستند. میوهٔ زندگی جدید ما در مسیح، هنگامی که با او راه میرویم، آشکار خواهد شد. در نیکودیموس، ما مردی را میبینیم که به نیاز خود بیدار شده و به دنبال تولد دوبارهٔ روحانی است.
مردم چگونه میتوانند بفهمند که از آب و روح متولد شدهاند؟ چه نشانههایی را انتظار دارید در کسی ببینید که هدیه نجات را دریافت کرده و دوباره متولد شده است (یا از بالا متولد شده است)؟
چند سال پیش، دختر جوانی به بزرگان کلیسا مراجعه کرد و تمایل خود را برای پیوستن به آن ابراز نمود. ابتدا از او پرسیده شد: «آیا تا به حال متوجه شدهای که گناهکاری؟» او بدون تردید گفت: «بله، واقعاً متوجه شدم.» سؤال دوم از او این بود: «دخترم، آیا فکر میکنی که دگرگونی در تو رخ داده است؟» او فوراً پاسخ داد: «میدانم که چنین شده است.» سؤال ادامه یافت: «خب، و چه تغییری در تو رخ داده است؟» او توضیح داد: «خب، اینطور است. قبل از اینکه تغییر کنم، در پی گناه بودم. حالا از آن فرار میکنم.» این تغییر شخصیت، گواهی بر تجربه تولد دوباره است؛ این هم تغییر نگرش است و هم تغییر مسیر.
بیایید کمی وقت بگذاریم تا شواهد تولد دوباره را بررسی کنیم. با این حال، آگاه باشید که این نشانهها معیارهایی برای دستیابی نیستند؛ بلکه بازتاب یک تغییر درونی هستند که توسط روحالقدس به وجود آمده، نه با تلاشهای ما.
- آیا واقعاً به انجیل ایمان دارید؟ منظور ما صرفاً پذیرش ذهنی حقیقت آن نیست، بلکه ایمانی از صمیم قلب است که ارزشهای الهی را در زندگی روزمره شما متجلی میسازد. زندگی شما نشان خواهد داد که آیا واقعاً ایمان دارید یا خیر. عیسی گفت: «آنها را از میوههایشان خواهید شناخت. آیا از خارزار انگور یا از شمشاد انجیر چیدهاند؟» (متی ۷:۱۶). باید شواهد روزافزونی از میوهٔ روح در زندگی شما دیده شود (غلاطیان ۵:۱۶-۲۵).
- آیا قلبی سپاسگزار و مهربان دارید که از خداوند عیسی برای مردن بر روی صلیب به خاطر شما قدردانی میکند؟ آیا اشتیاقی برای شناخت کلام خدا دارید؟ «اما اگر کسی از فرمان او پیروی کند، محبت خدا در او به کمال رسیده است. از این طریق میدانیم که در او هستیم» (اول یوحنا ۲: ۵).
- آیا در قلب شما اشتیاقی برای بازگشت مسیح هست؟ 2«دوستان عزیز، اکنون ما فرزندان خدا هستیم و آنچه خواهیم شد هنوز آشکار نشده است. اما میدانیم که وقتی او ظاهر شود، ما نیز مانند او خواهیم بود، زیرا او را چنانکه هست خواهیم دید. 3هر کس که این امید را در او دارد، خود را پاک میسازد، همانطور که او پاک است.» (اول یوحنا ۳:۲-۳؛ تأکید اضافه شده).
- آیا وقتی گناه میکنید از خود ناراحت و مأیوس میشوید؟ اگر مسیح را به تخت زندگی خود دعوت کرده و کنترل را به او سپردهاید، روحالقدس هنگام گناه شما را متهم خواهد کرد.
- آیا کسانی را که خدا را دوست دارند، دوست دارید؟ آیا از بودن در کنار مسیحیان دیگر لذت میبرید؟ «ما میدانیم که از مرگ به حیات گذشتهایم، زیرا برادران خود را دوست داریم. هر کسی که محبت نکند، در مرگ باقی میماند» (اول یوحنا ۳:۱۴).
- آیا به طور آگاهانه از حضور روح در زندگی خود آگاه هستید؟ اگر چنین است، این نیز گواهی بر حیات خدا در شماست: «ما میدانیم که از مرگ به حیات گذشتهایم، زیرا به برادران خود محبت میکنیم. هر که محبت نکند، در مرگ باقی میماند» (اول یوحنا ۳: ۱۴).
نارضایتی روحانی خودم
پس از یک جستجوی طولانی پنجساله برای حقیقت، تجربهای نزدیک به مرگ داشتم که باعث شد دریابم مرگ پایان زندگی نیست، بلکه تنها درگاهی به سوی یک آغاز جدید است. از بدنم خارج شدم و خودم را از بالا دیدم. در حالی که میان زندگی و مرگ معلق بودم، به خدایی که نمیشناختم فریاد زدم. من همیشه فکر میکردم وقتی کسی میمیرد، دیگر تمام است! به خدایی که نمیشناختم گفتم: «اگر جانم را ببخشی و بگذارید زنده بمانم، زندگیام را به تو میدهم و هر کاری که میخواهی انجام میدهم.» خدا دعایم را شنید و ناگهان خود را دوباره در بدنم یافتم. از آن پس، احساس میکردم یک حضور نامرئی مرا هدایت میکند، اما نمیفهمیدم خدا کیست! هیچکس هرگز انجیل مسیح را با من در میان نگذاشته بود، بنابراین من از طریق هندوئیسم و بودیسم به جستجوی دین پرداختم. این کار گرسنگی درونیام برای خدا را برطرف نکرد، بنابراین به مطالعه فلسفه و سایر موضوعات غیرمعمولی که به جادوگری نزدیک بودند، روی آوردم.
در طول این جستجو، شروع به خواندن کتابهایی در مورد تحقق یافتن پیشگوییهای کتاب مقدس در زمان ما کردم. برای اولین بار، شروع به درک این موضوع کردم که خدا در جهان فعال است. در ادامه جستجوی خود برای حقیقت، سوار هواپیما شدم تا از غرب آمریکا به سمت آمریکای جنوبی سفر کنم. احساس میکردم که گویی خداوند گامهایم را هدایت میکند. در این نقطه، مشتاق بودم تا بیشتر درباره بازگشت مسیح بیاموزم. به نظر میرسید که خداوند در حال هدایت رویدادهای زندگیام بود، همانطور که در هواپیما کنار یک مؤمن نشسته بودم که کتابی درباره نبوتهای کتاب مقدس میخواند! او به من پیشنهاد داد که با ماشین کرایهایاش به یک اردوگاه تابستانی مسیحی در ویرجینیا بروم تا در چند جلسه درباره این موضوع شرکت کنم. به هر طریقی، ما در بخش مهاجرت از هم جدا شدیم. وقتی مأموران گذرنامه و کشورهای زیادی را که از آنها بازدید کرده بودم دیدند، بازداشت شدم. سؤالهای زیادی از من داشتند و بعد از دو ساعت، وقتی بالاخره از گمرک گذشتم، آن مرد رفته بود. تصور میکنم وقتی من حاضر نشدم، او فکر کرد که فقط برای دلجویی از او به حرفهایش گوش میدهم، در حالی که من واقعاً کنجکاو بودم! هرگز فرض نکنید کسی که با او صحبت میکنید علاقهای ندارد! بعد از اینکه بالاخره از گمرک گذشتم، تصمیم گرفتم با اتوبوس گریهاوند بروم، با این باور که این راهنمایی خدا بود که در پی من بود. به ریچموند، ویرجینیا رسیدم، که فهمیده بودم نزدیکترین شهر بزرگ به اردوگاه مسیحیای بود که او به آن اشاره کرده بود.
دو روز بعد، به ایستگاه اتوبوس رفتم و بلیتی برای کمپینگِ همان مردی که حدود بیست مایل با ریچموند فاصله داشت، خریدم. این دقیقاً از خدا بود که تنها آمریکاییای را که در تمام کشور میشناختم، همان مردی را که در هواپیما با او آشنا شده بودم، طوری ترتیب داده بود که قبل از من در صف اتوبوس آنجا باشد. او آن روز و در همان ساعت را برای بردن ماشینش به نزدیکترین شهر انتخاب کرده بود تا دیگر مجبور نباشد هزینه اجاره بپردازد. او سوار همان اتوبوسی شد که من سوارش شدم و مرا به اردوگاهی برد که در آنجا برای اولین بار انجیل را شنیدم. من در آن اردوگاه تابستانی که مایلها از هر جایی دور بود، مسیح را پذیرفتم و روح خدا را لمس کردم.
وقتی مسیح را در زندگیام پذیرفتم و دوباره متولد شدم، احساس کردم باری سنگین از دوشم برداشته شد. قلبم برای روزها مانند ژله نرم بود. با کوچکترین اشارهای به عیسی، گریه میکردم. برایم سخت بود باور کنم که کسی مرا همانطور که بودم دوست دارد—یک گناهکار خسته و زخمی که مشتاق محبت بود. این تجربهای فراموشنشدنی برای من بود. میدانستم که متفاوت شدهام! بسیار خوشحال و سرشار از آرامش بودم! احساس میکردم که خدا مرا دوست دارد و عشقی را دریافت کردم که قبلاً هرگز تجربه نکرده بودم: عشق به دیگران. در آن زمان، اشتیاقی برای کلام خدا در قلبم رشد کرد، به همراه عشقی برای مسیحیان دیگر و تمایل به اینکه به کسانی که هنوز او را ندارند بفهمانم که چقدر مورد محبت او هستند. روحم راضی بود و هنوز هم راضی است.
سفر هر کس منحصربهفرد است. زندگی من یک تغییر اساسی داشت، زیرا ناامید بودم و از خدا دور زندگی میکردم. مهم نیست چه چیزی ما را به نقطه جستجو میرساند؛ همه ما در مقطعی به یک دوراهی میرسیم. آن جایی است که در آن به زندگی خود تأمل میکنیم و در معنای زندگی میاندیشیم. ممکن است افکاری مانند «آیا همین است که هست؟» یا «این زندگی چه معنایی دارد؟» در ذهنتان شکل بگیرد. اگر خود را در حال چنین فکری یافتید، شما در یک دوراهی قرار دارید! مسیح را در آنجا بیابید. او منتظر شما خواهد بود.
شما چطور؟ آیا در قلب خود اطمینان کامل دارید—شاهد درونی روح—که دوباره متولد شدهاید و فرزند خدا هستید؟ آیا ممکن است، مانند نیقودیموس، احساس کنید که چیزی را از دست دادهاید؟ برای اینکه از روح خدا دوباره متولد شوید و از آرامش با او لذت ببرید، باید از گناهان خود توبه کنید و از مسیح بخواهید که وارد زندگی شما شود و از این لحظه کنترل را به دست بگیرد. این دعایی است که میتوانید بخوانید:
دعا: ای پدر، اکنون به پیش تو میآیم، با این باور که تو مرا دوست داری و برای زندگیام برنامهای داری. از تو سپاسگزارم که آنقدر مرا دوست داشتی که پسر خود را به جهان فرستادی تا مجازات گناه من را بپردازد، گناهی که مرا برای مدتی طولانی از لذت بردن از حضور تو باز داشته بود. من توبه میکنم و از گناه روی برمیگردانم، و از مسیح میخواهم که بیاید و در من زندگی کند، در حالی که کنترل زندگیام را به او میسپارم. پدر، از تو برای هدیه زندگی جاودان سپاسگزارم. آمین!
کیت توماس
وبسایت: www.groupbiblestudy.com
ایمیل: keiththomas@groupbiblestudy.com
یوتیوب: https://www.youtube.com/@keiththomas7/videos



